تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
آنجا بود ، و از غارت و سبى ذرارى امتناع نفرمود » « 1 » و بروايت ابن اثير ناحيهء بيهق در سال 536 نيز كه اتسز بر اثر شكست سنجر از كفارختا بخراسان تاخته بود ، دچار نهب و غارت و قتل و آزار خوارزميان قرار گرفت و خوارزميان در آن سال با بيشتر از نواحى خراسان همين معامله را كردند « 2 » . در ساير نواحى خراسان نيز همين وضع يعنى قتل عام و غارت و آزار مردم و خالى شدن قراء و قصبات از مردم امرى معتاد شده بود . محمد بن منور گويد در آن وقت « كى حادثهء غز بيفتاد ، بيشتر از فرزندان شيخ [ ابو سعيد ابو الخير ] در آن حادثه شهيد گشتند ، چنانك در ميهنه از صلب شيخ ما قدس اللّه روحه العزيز صد و پانزده كس از شكنجه و زخم تيغ كشته شدند ، بيرون آنك بعد از اين حادثه بماهى دو سه در بيمارى و وباى و قحط ، كى سبب اين حوادث بيشتر ايشان بودند ، وفات يافتند و اهل ميهنه همچنين ، و فساد آن بود كه در جلاء كلى بودند و ميهنه خالى مانده و آنچ از مردمان ميهنه بودند متفرق بودند تا بعد از آن بسالى دو سه درويشى چند بازآمدند و حصاركى خراب‌كى در ميهنه بود عمارت كرده بودند و در آنجا متوطن گشتند و از آن حصار تا بمشهد شيخ مسافتى باشد نيك دور . » « 3 » و چند سال پيشتر از اين واقعه يعنى بعد از شكست سنجر از تركان‌ختا هم اتسز آشفتگى وضع خراسان را وسيلهء حمله به آن سامان قرار داده و به قصد غارت به اين ناحيهء ستمكشيده آمده بود ليكن بدعوى محمد بن منور ببركت كرامات شيخ از سر آن قريه درگذشت « 4 » . وضع عراق نيز در اين دوره خاصه در دورهء هرج‌ومرج بعد از ملكشاه تا حملهء مغول چندان با خراسان فرق نداشت . تنها تفاوت در آن بود كه به حملهء غزان وحشى و خونخوار دچار نشده بود و گرنه تركمانان سلجوقى و بعد از آنان غلامان ترك و
هامش
( 1 ) - ايضا ص 272 ( 2 ) - كامل التواريخ ابن الاثير حوادث سال 536 ( 3 ) - اسرار التوحيد چاپ نگارندهء اين كتاب ص 386 ( 4 ) - ايضا ص 384 - 385
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 103 | ذبيح الله صفا