خوارزميان در طول يك قرن و نيم دمار از روزگار عراقيان برآورده و مردم اين قسمت ثروتمند را به خاك سياه نشانده بودند .
با آنكه طغرل بيك هنگام تسلط بر نيشابور ( رمضان سال 429 ) تركمانان را كه اصرار بغارت آن شهر پرثروت داشته و با طغرل بيك در اينباره مناقشهء سخت ميكردهاند ، بلطايف الحيل از غارت آنشهر بازداشته بود ، ليكن هنگام تسلط بر بلاد عراق ، او و سپاهيانش از هيچ بدكارى و ظلم ابا نكردند .
طغرل در عراق بر خزائن و دفائن ديلمان دست يافت و آن را بباد تاراج داد « 1 » و او و ابراهيم بن ينال در تمام بلاد عراق تا حدود قرميسين ( كرمانشاه ) بتاختوتاز و برانداختن امراى ايرانى كه در اين سرزمين وسيع حكومت ميكردهاند سرگرم شدند .
براى آنكه ميزان ستم و جور و فساد تركمانان را در عراق دريابيم كافيست كه بنقل قول عماد الدين محمد بن محمد بن حامد الاصفهانى صاحب كتاب تاريخ دولة آل سلجوق در اينباره پردازيم كه گفته است : « و لم يترك الترك وردا الّا شفهوه و لا حسنا الّا شوهوه ، و لا نارا الّا ارّشوها و لا دارا الّا شعّثوها ، و لا عصمة الا رفعوها ، و لا وصمة الّا وضعوها . و اجفل الملوك من خوف اقدامهم ، و تنحوّا من طريق ضرامهم ، فما جاؤا الى بلدة الا ملكوا مالكها ، و ملاؤا مسالكها ، و ارعبوا ساكنيها ، و اسكنوها الرعب ، و غلبوا ولاتها و ولوها الغلب ، و ازوروا الى الزوراء ، و أشاعوا مدّ اليد بالغارة الشعواء » « 2 » .
بدبختى عراق مخصوصا در آن بود كه بيشتر مردم آن را تركمانان و خراسانيان مردم « بددين » و « بدمذهب » ميدانستند و به همين سبب هم از قبول آنان براى همكارى با خود امتناع داشتند « 3 » و پيداست كه با چنين مردمى به غير از آن رفتارى پيش ميگرفتند كه در خراسان پيش گرفته بودند .
هامش
( 1 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 8
( 2 ) - ايضا ص 9
( 3 ) - سياستنامه چاپ مرحوم عباس اقبال آشتيانى از ص 201 ببعد