آشام خوارزم بود كه چنان كه ديدهايم غالبا از ميان قبايل زردپوست جمعآورى ميشدند .
در تمام اين مدت شهرها هرچند گاه يك بار از دست اميرى سفاك بيرون ميآمد و در كف امارتجوى خونخوار ديگرى ميافتاد . خلق خدا در اين گيرودار بعنوان غنائمى حلال و مباح مورد استفادهء عدهيى غارتگر سبكمغز و آدمىكش قرار مىگرفتند . تاراج و آزار و ايذاء و هتك نواميس و قتل رجال امرى عادى بود و اين وضع دشوار روزبروز از شمارهء ساكنان خراسان ميكاست و بر ويرانيها مىافزود . نمودارى از اين همه مصائب دربارهء ناحيهء بيهق كه اتفاقا از نواحى ديگر بمراتب كمتر دستخوش قتل و نهب و ويرانى و آزار گرديده است ذكر مىشود . در اين ناحيه بعد از زوال دولت سنجر و ضمن لشكركشيهاى امراى خوارزم ، قتلها و غارتهاى پياپى اتفاق افتاد و در بعضى از قصبات شمارهء ساكنان از هزار تن بهفده تن تنزل كرد . على بن زيد بيهقى ميگويد :
« واقعهء ، آمدن خوارزمشاه ينالتكين بن محمد « 1 » و حصار دادن و جنگ پيوستن و تخريب نواحى و از عاج مردم از رساتيق من غرة شوال سنة ثمان و اربعين الى منتصف صفر سنة تسع و اربعين و خمسمائة ، و درين مدت قتال متواتر بود و قحط متقاطر و بلا متراكم ، دو بهر درين سال از مردم سر ناحيت بيهق هلاك شدند ، در ديه راز هزار شخص بود ، هفده مرد بيش نماند ، و در ديه باغن همچنان ، و در ديه ششتمد و ربع زميج همچنان ، و بعد ازين در سنهء تسع و اربعين و سنهء خمسين و خمسمائة قحط و و با افتاد و طعام عزيز شد ، چنين حكايت كردند . . . كه روز بود كه زيادت از پنجاه جنازه بمقابر نقل مىكردند و آثار خرابى و قلت مردم بر شهر و نواحى ظاهر است ! » « 2 »
و هم اين مؤلف ميگويد كه خوارزمشاه ينالتكين بن محمد بقريهء فريومد بيهق تاختن برد و آنجا را غارت كرد و آن درخت كه زردشت كشته بود بسوخت در سال 539 ، و در ديه داورزن پانزده تن را به هلاكت رسانيد و از آنجا بديه ديوره آمد و سه روز
هامش
( 1 ) - وى از برادران اتسز بوده است . رجوع شود بحواشى تاريخ بيهق از مرحوم احمد بهمنيار ص 321
( 2 ) - تاريخ بيهق ص 271