تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠

دورهء ظلم و اعتساف

در قرن پنجم و ششم با آنكه حكومتهاى نسبة قوى در ايران ايجاد شده بود ، با آنحال بايد آن را دورهء قتل و غارت و آزار و ناامنى دانست . در تمام اين دورهء ممتد كمتر وقتى بود كه ايرانيان روى آرامش ببينند . قتل و غارتهاى پياپى و آزارها و تخطى بمال و جان مردم امرى معتاد شده بود و اين وضع آرامش باطنى ايرانيان و اعتمادى را كه ميان آنان بود ، بتدريج از بين برد و بهر سركش خودخواهى اجازه داد كه هرگاه بخواهد دست بآزار مردمان بگشايد . در كتب تاريخ و ادب فارسى و عربى حكايات و سرگذشتها و اشارات بسيارى حاكى از اين آزارهاى پياپى ديده مىشود . ملكشاه روزى متظلمى را گريان ديد . ازو سبب شكايت و گريه بپرسيد . گفت خربزه‌يى به چند درهم خريدم تا از ربح آن چيزى براى عيال خود برم و اصل سرمايه را هم بدست بازآرم . تركى آن را از من گرفت و رفت . او از بدبختى من مىخنديد و من از جور او گريان بودم . اين هنگام هنوز آغاز رسيدن خربزه بود و چيزى از آن به شهر نياورده بودند . سلطان بيكى از خواص خود گفت هوس خربزه دارم . آن مرد بطلب خربزه برخاست تا يكى از امرا به دو گفت نزد من خربزه‌يى هست كه غلام من آورده است . چون ملكشاه از اين حال آگهى يافت شاكى را بخواند و گفت دست اين امير را بگير . او مملوك منست و من او را به تو بخشيدم . آن امير خود را بسيصد دينار خريد تا از چنگ آن مرد رها شد « 1 » . اين نمونهء كوچكى از جور و تصرف تركان در اموال مردم بود . در عهد سنجر كار اين درازدستيها بجنگ‌ها و كشتارهاى بزرگ ميانجاميد . مثلا در همين دوره كه طوايف قرلق در نواحى سمرقند صاحب مواشى و مال و مكنت بسيار شده بودند ، امراء سنجر براى آنكه از آن اموال و مواشى بهره‌يى برگيرند ، سنجر را وادار بقلع‌وقمع آنان كردند و بسرقت دارايى و زنان و فرزندان آنان دست يازيدند . قرلقيان ناگزير شدند پنجهزار شتر و پنجهزار اسب و پنجاه هزار گوسفند تقبل كنند تا از شر لشكريان سنجر در امان بمانند ليكن سنجر اين پيشنهاد را نپذيرفت و قرلقيان ناگزير از سمرقند كوچ كردند و به خدمت گور خان ختايى صاحب ختا و ختن پيوستند و او را در تجاوز بماوراء النهر يارى
هامش
( 1 ) - كتاب تاريخ دولة آل سلجوق ص 64 - 65