شدند « 1 » . موضع آنان در قراقوم واقع در حوالى جنداز دشتهاى تركستان روس كنونى و ساحل شرقى سيحون و حوالى درياچهء خوارزم بوده است « 2 » .
طوايف كوچك ديگرى نيز همراه سلجوقيان و قراختاييان و يا در دولت خوارزمشاهان آل اتسز در اراضى ايران پيش مىآمدند و سكونت اختيار ميكردند و يا در شمار سپاهيان اين سلاطين درمىآمدند . غالب اين طوايف شعب قبايل بزرگ زردپوست بودند و ذكر همهء آنها موجب ملال است .
نتايج تسلط غلامان و قبايل ترك
تسلط تركان بر اين سرزمين نتايج گوناگونى داشت و بر رويهم موجب تغييرات عظيمى در اصول عقايد سياسى و اجتماعى ايرانيان شد و بسيارى از رسوم و آداب قديم را دگرگون ساخت .
نكتهيى كه در تسلط همهء اين غلامان و قبايل مورد تأمل است آنست كه جز يكدسته از تركان كه بر ماوراء النهر تسلط متمادى يافته بودند يعنى ختائيان ، و غير از دستههاى كوچكى از تركان قرلقى و غزان كه حملات غيرمداومى بر فلات ايران كردند ، مابقى دستهها يا غلامانى كه در اين كشور مدتها سلطنت راندند ، كسانى بودند كه پيش از تسلط بر اراضى ايرانى قبول اسلام كرده و مشمول قاعدهء « المؤمنون اخوة » شده بودند . يكى از اسرار اينكه تسلط غالب اين مردم بسرعت و چالاكى انجام ميگرفت همين است زيرا اينان كه بسلاح دين مسلح بودند ، از سياست عمومى اسلام كه عدم امتياز بين نژادها و انساب در ميان مسلمانان است ، استفاده ميكردند و ميتوانستند از بندگى بشهريارى رسند يا از بيابانهاى آسياى مركزى آهنگ تخت سلطنت ايران كنند و اطاعت آنان بر كافهء مسلمين گران نيايد .
نخستين دستهيى از تركان كه با اين سياست بر ايران تسلط يافتند قراختانيان هستند كه چنان كه ميدانيم چندى پيش از حمله بر قلمرو حكومت سامانيان قبول اسلام كرده بودند و اين در حقيقت سنت و قانونى براى ساير قبايل ترك شده بود و چنان كه پيش
هامش
( 1 ) - جهانگشاى جوينى ج 2 ص 87 - 88
( 2 ) - ايضا ص 101