تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
آنكه خود مسلمان نبودند و قبول اسلام ننمودند . وجود اين قوم و سلطنت آنان در ماوراء النهر وسيلهء بزرگى براى ممانعت ساير اقوام زردپوست از پيشرفت در ايران بود و هنگامىكه خوارزمشاه آن قوم را بهمدستى كوچلك خان از ميان برد ، آن سدّ سديد را برداشت و به همين سبب هنگامىكه مغول و تاتار قصد هجوم ببلاد اسلام كردند بىمانع و رادعى توانستند پيش آيند . لقب سلاطين قراختايى « گور خان » بوده است . اين لقب را در كتب اسلامى « كو خان » و « اور خان » و « اوز خان » هم نوشته‌اند و به علت اشتهار سلاطين اين قوم بلقب مذكور آن سلسله را گورخانيه هم نوشته‌اند . ابن اثير گويد « كو خان » يعنى « اعظم الملوك » « 1 » اما طوايف قرلق ( يا خرلخ ، خلخ ، قرلغ ، قرليغ ، قارلق ، قارلوق ) « 2 » يكى ديگر از طوايف زردپوستند كه در نيمهء دوم قرن هشتم ميلادى در درهء « چو » حكومتى تشكيل داده و امراى آنان با لقب يبغو ( بيغو ) مشهور بوده‌اند « 3 » . در اوايل قرن دوم هجرى يعنى در سال 119 طبرى سخن از نفوذ اين طايفه در طخارستان واقع در حوزهء علياى آمويه دريا ميگويد . ابن حوقل در قرن چهارم هنوز طوايف قرلق را در حدود 30 روز از سرحد فرغانه دور ميداند « 4 » . در قرن ششم و آغاز قرن هفتم تمام حدود بين اسبيجاب تا اقصاى فرغانه يعنى شمال و شمال شرقى ماوراء النهر را تركان خرلخى مسكون ساخته « 5 » و در اطراف سمرقند داراى اموال و مواشى فراوان بوده‌اند « 6 » .
هامش
( 1 ) - دربارهء قراختائيان و سلسله گورخانيه رجوع شود به تاريخ دولة آل سلجوق ص 253 - 256 . كامل التواريخ ابن اثير ذيل حوادث 536 ، راحة الصدور راوندى ص 172 - 174 . حواشى چهارمقاله ص 112 - 113 . اخبار الدولة السلجوقية ص 93 - 95 ( 2 ) - حاشيهء ص 339 از ج 2 جهانگشا چاپ ليدن بتصحيح مرحوم مغفور ميرزا محمد خان قزوينى ( 3 ) - آنسيكلوپدى اسلام ذيل كلمهء قرلق بقلمBarthold( 4 ) - صورة الارض ص 11 ( 5 ) - معجم البلدان ج 4 ص 402 چاپ لايپزيگ ( 6 ) - تاريخ دولة آل سلجوق ص 253 و اخبار الدولة السلجوقية ص 93