بيشمار كتابخانهاى فراوان نيز بوده است كه طعمهء آتش گشت و از ميان رفت « 1 » .
با حملهء غزان خراسان و بعد از آن كرمان به نحوى كه پيش ازين آوردهايم ويران و مضطرب شد . اين حمله اگرچه بىنهايت شديد و بنحو بىسابقهيى مخرّب و با انواع فجايع همراه بوده است ، ليكن ايجاد حكومتى خاص از زردپوستان نكرد زيرا در خراسان سليمان شاه و محمود شاه كه داعيهء جانشينى سنجر داشتهاند ، و مؤيد الدين آىابه ، مانع كار غزان بودند خاصه كه تسلط خوارزمشاهان بر خراسان كه متعاقب همين اوضاع اتفاق افتاده بود ، بدانان فرصت تشكيل حكومتى نداد و ملك دينار از امراء معروف آنان بعد از آنكه يك چند در خراسان كرّ و فرّى داشت بر اثر حملهء سلطان شاه بن ايل ارسلان و شكستى كه ازو در سرخس يافت ، بپناه طغان شاه بن مؤيد آىابه رفت و مدتى در بسطام بسر برد و بعد از شكستهاى طغانشاه بن مؤيد و فوت او در 581 و استيلاى سلطانشاه بر ممالك وى ، ناگزير عنان عزيمت بجانب كرمان معطوف داشت و غزان هم كه وضع خود را در خراسان دشوار ميديدند دستهدسته به دو پيوستند و در كرمان آشوب و فتنهيى عظيم برپا كردند و همچنان در آن ديار سرگرم تاختوتاز بودند تا عاقبت بسال 612 هجرى بر اثر تسلط خوارزمشاهان شرّ آنان از آن ناحيه دفع شد « 2 » .
مهاجرتهاى غزان بجانب مشرق و مغرب يعنى ولايات ماوراء النهر و ايران و بيزانس و بلغار و كريمه باعث شد كه اراضى اصلى آنان در سواحل رود سيحون و شمال درياچهء خوارزم و شمال درياى خزر از كف ايشان بيرون رود و بوسيلهء طوايف ديگرى بنام قفچاق كه دستهيى از قبايل كيماك بودهاند مسكون شود . از اواسط
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از تفصيل حادثهء غزان فعلا رجوع شود به كامل التواريخ ابن الاثير حوادث سال 548 و راحة الصدور از ص 177 تا 181 .
( 2 ) - تاريخ جهانگشاى جوينى ج 2 ص 21 - 22 . عقد العلى للموقف الاعلى ، بدايع الازمان فى وقايع كرمان ، ذيل بدايع الازمان از افضل كرمان . در اين سه كتاب اخير كيفيت غلبهء غزان بر كرمان و بيدادگريهاى آنان يتفصيل تمام آمده است .