نيمهء اول قرن پنجم دشت قفچاق بعنوان همسايهء مملكت خوارزم تلقى ميشد و مثلا ناصرخسرو دشت قفچاق را بر همان ناحيهيى اطلاق كرده است كه الاصطخرى آن را « مفازة الغزّية » ناميده بود . اتفاقا لهجهء قفچاقيان بلهجهء غزان نزديك بود . دستههايى از قفچاقيان همسايهء خوارزم قبول اسلام كرده و دستهيى ديگر از آنان بآيين مسيحى گرويده بودند و در حملاتى كه بر ممالك اسلامى ميشد گاه شركت داشتند چنان كه در حملهء « ارمانوس » امپراطور روم كه در سال 463 با قريب سيصد هزار تن متوجه اخلاط شده بود عدهيى قفچاقى همراه گرجيان و ابخازيان و خزريان و فرنگيان و ارمنيان بودهاند « 1 » و بنابر نقل ابن اثير « 2 » در سال 514 قفچاقيان با گرجيان اتحاد كردند و بر بلاد اسلام تاختند و بر اثر جلادت قفچاقيان در قرب تفليس شكست در سپاه اسلام افتاد و بسيارى از آنان كشته و چهار هزار تن اسير شدند و بعد از آن شهر تفليس را محاصره كردند و قريب يكسال آن را در حصار داشتند و پس از پيروزى آن را بباد قتل و غارت شديد دادند . اين اتحاد دينى مدتها بين قفچاقيان مسيحى و گرجيان و ديگر مسيحيان اطراف آنان وجود داشت چنان كه در يكى از جنگهاى گرجيان با سلطان جلال الدين خوارزمشاه قفچاقيان نيز در جزء متحدين آنان بودهاند « 3 » .
دستهء ديگرى از قفچاقيان كه در جانب شمال شرقى و مشرق بحر خزر ميزيستند بر اثر همسايگى با خوارزم با سلاطين آن ديار روابطى يافتند و سلطان محمد خوارزمشاه توانست بسيارى از آنان را مطيع و منقاد خود سازد .
مهمترين قومى كه بعد از آل افراسياب و غزان بر ماوراء النهر تاختند قراختائيان هستند . نام قراختائيان يا تركان ختا در قرن ششم هجرى در تاريخ ايران پيدا شده است و بر دستهيى از قبايل ترك كه شعبهيى از نژاد تونگوز « 4 » بودهاند ، اطلاق شد كه اصلا بنام « ختاى » در نواحى شمالى چين حكومت داشتند و بعدا بر مغولستان تسلط يافته طوايف قرقيز را از آنجا به طرف سواحل رودخانهء
هامش
( 1 ) - تاريخ دولة آل سلجوق از عماد الدين اصفهانى چاپ مصر ، 1900 ص 37
( 2 ) - كامل التواريخ حوادث 514
( 3 ) - جهانگشاى جوينى ج 2 ص 172
( 4 ) -Tunguse