تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1027

مساهمون:

ص١٠٢٧
بيشتر بوعظ و تذكير اشتغال داشت « 1 » و ازين راه به خدمت امرا و علماء تقرب حاصل مىكرد و مدتى نيز كه گويا چندان طولانى نبود ، بمعرفى خال خود مجد الدين محمد بن عدنان از ملازمان سلاطين خانيه در دستگاه آن پادشاهان ، و از آن جمله از سال 597 ببعد در دربار قلج طمغاج خان ابراهيم راه داشت و به خدمت پسرش قلج ارسلان خاقان نصرة - الدين عثمان بن ابراهيم ( آخرين سلطان سمرقند كه در سال 609 بدست سلطان محمد خوارزمشاه سلطنت او منقرض شد ) ، آنگاه كه وليعهد پدر بود مخصوص بود و مدتى سمت صاحب ديوانى انشاء آن شاهزاده را داشت « 2 » و در غالب بحثهايى كه در حضور او ترتيب مىيافت شركت مىنمود و توفيق وى درين بحث‌ها بر قربت او مىافزود « 3 » . بعد از فرار بسند عوفى خدمت ناصر الدين قباجه ( م . 625 ) از مماليك غوريه را اختيار كرد و در سال 617 ملازمت درگاه او را داشت « 4 » و ازين تاريخ تا سال 625 در دستگاه او بسر ميبرد و در همين مدت كتاب لباب الالباب را بنام وزير او عين الملك فخر الدين حسين بن شرف الملك تصنيف كرد و نيز بفرمان همين پادشاه شروع بتأليف جوامع الحكايات نمود . ناصر الدين قباجه در سال 625 مغلوب سلطان شمس الدين التتمش از مماليك غوريه مؤسس سلسلهء شمسيه گرديد و خود را بسند انداخت و غرق شد و بعد از فوت او بقاياى حشم وى با اموال او به خدمت شمس الدين التتمش پيوستند و از جملهء اين گروه يكى عوفى بود كه او نيز در خدمت التتمش درآمد و على الخصوص به خدمت وزير او نظام الملك قوام الدين محمد بن ابى سعد الجنيدى اختصاص و در دهلى اقامت يافت و كتاب جوامع الحكايات را كه در عهد ناصر الدين قباجه شروع نموده بود در حدود سال 630 بنام اين وزير تمام كرد و بعد از اين تاريخ از زندگى او اطلاعى در دست نيست . آثار مشهورش عبارتست از :
هامش
( 1 ) - لباب الالباب ج 1 ص 111 و 115 - 116 ( 2 ) - لباب الالباب ج 1 ص 44 - 45 ( 3 ) - مقدمهء جوامع الحكايات چاپ آقاى دكتر محمد معين ص 17 - 18 ( 4 ) - لباب الالباب ج 1 ص 115
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1027 | ذبيح الله صفا