در گرفتن اختلاف ميان پسران طغرلشاه يعنى بهرامشاه و ارسلانشاه و تركانشاه ، نظر بآشنايى كه با امرا و وزراء و اشراف داشت چند سال عمل انشاء آن اميران و وزيران به دو مفوض شد ليكن بر اثر دوام انقلابات ناگزير جلاء وطن كرد و به قصد ورود در دستگاه ملك - طغانشاه بن مؤيد آىابه راه خراسان پيش گرفت و در كوبنان متوقف شد و پنج سال آنجا بود و بعد بيزد رفت و چندى متعهد امور بيمارستان آن شهر بود و بعد از استقامت احوال كرمان با آنكه علاوه بر طبيبى انشاء ديوان اتابك يزد را نيز به دو پيشنهاد كردند ، نپذيرفت و در محرم 584 عزم كرمان نمود و در همان اوان به خدمت ملك دينار رسيد و كتاب عقد العلى را در صفر آن سال بنام او نوشت .
عقد العلى للموقف الاعلى در پنج قسم است . قسم اول در ذكر آخر دولت آل سلجوق و ايام فترت كرمان - قسم دوم در غلبهء غزان و تسلط ملك دينار بر آن سامان - قسم سوم در تحريض بر عدل و شرح اخلاق ملوك و ذكر ممالك كرمان و خصايص بلاد او و ياد كردن بعضى از تاريخ آن - قسم چهارم در ثناء قوام الدين وزير - قسم پنجم در شرح احوال خود .
اين كتاب علاوه بر اهميتى كه از باب اشتمال بر اطلاعات تاريخ محلى كرمان در اواخر عهد قاورديان و عهد تسلط ملك دينار بر آن سامان دارد ، يكى از نمونهاى بارز انشاء مصنوع و مزين فارسى در اواخر قرن ششم است . وسعت اطلاع افضل در ادب و علوم متداولهء عهد وى حتى علوم عقليه ، باعث شد كه او در اظهار فضل مبالغه كند و كتاب خويش را بانواع صنايع لفظى و لغات و تركيبات و اشعار و امثال وافر تازى بيارايد و نمونهيى زيبا از انشاء مصنوع و متكلف منشيانه در كتاب عقد العلى پديد آورد .
با اينحال همهء موارد از كتاب عقد العلى بانشاء مصنوع مزين نيست بلكه قسمت بزرگى از آن در همان حال كه روش منشيانه در آنها رعايت شده نسبة ساده و دور از پيرايههاى كثير لفظى است و فقط نويسنده هرجا فرصت يافت بايراد بعضى از اسجاع مبادرت جست . ابو حامد در ضمن ديباچهء مصنوع كتاب خود گويد : « . . . چون خواستم به خدمت ملك دينار مستسعد شوم و بتقبيل بساط اشرف مشرّف ، چنان كه قاعدهء بندگان باشد كه به خدمت
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1024
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٠٢٤