تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
دم تيغ گذرانيدند و مدارس و مساجد را ويران ساختند . امير قماج از دست آنان به مرو شاهجان كه مستقر حكومت سنجر بود گريخت و شكايت بسنجر برد . سنجر غزانرا به ترك بلادى كه به تصرف آورده بودند فرمان داد ، غزان عذر خواستند و اموال كثير فرستادند و اجازه طلبيدند تا همچنان در چراگاههاى سابق بسر برند . سنجر بدين امر تن درنداد و سپاهيانى بيشتر از يكصد هزار سوار فراهم آورد و بجنگ آن قوم رفت و چنان كه ميدانيم شكستى سخت از آنان يافت و از معركه گريخت . ليكن غزان از پس سنجريان شتافتند و از كشته پشته‌ها ترتيب دادند . علاء الدين قماج كه نايرهء اين قتال را خود روشن كرده بود در معركه كشته شد و سنجر با عده‌يى از امرا بدست غزان اسير گشت ( 548 ) . غزان همهء امراء اسير را از دم تيغ گذراندند و سنجر را زنده نگاه داشتند و او را همچنان سلطان خويش دانستند . قتل و غارت غزان از اين هنگام در تمام بلاد خراسان آغاز شد و از جور و اعتساف و نهب و سفك دماء كارى كردند كه تا آن‌وقت اصلا سابقه نداشت . يكى از عمال غز در نيشابور از مردم زر و سيم بسيار ميخواست و چون مردم از پرداختن آن عاجز بودند بر او شوريدند و او را كشتند . غزان بانتقام او در شهر ريختند و سراسر آن شهر عظيم را بباد غارت دادند و خرد و بزرگ را طعمهء شمشير كردند و آنگاه آتش در شهر زدند و آن را يكباره ويران ساختند ( 549 هجرى ) چنان كه بعدا نيشابور بشادياخ انتقال يافت . بسيارى از مشاهير علماى خراسان كه در نيشابور متوطن بودند در اين فتنه از ميان رفتند و معروفتر از همهء آنان امام محيى الدين محمد بن يحيى فقيه بزرگ شافعى بوده است كه بسيارى از شاعران به عربى و فارسى مراثى براى وى ترتيب دادند . نظير همين كار را غزان در طوس كردند و آنجا را نيز كه معدن علما و زهاد بود يكباره ويران ساختند و زنان را باسارت بردند و مردان را بقتل رساندند و مساجد و مساكن مردم را زيروزبر كردند و از همهء آن ديار آبادان جز دهكده‌يى كه مقبرهء امام على بن موسى الرضا در آن واقع بود باقى نماند . در اين هر دو شهر علاوه بر علماء