تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1009

مساهمون:

ص١٠٠٩
روزگار كه در انواع علوم شرعى و ادبى سرآمد بود ، درآمد و مدت ده سال در خدمت او بود و « عيون شهرهاى عراق » را بپيمود و درين مدت در خدمت خال خود علوم شرعى و ادبى و خط را بياموخت و هفتادگونه خط را ضبط كرد و از استنساخ مصاحف و تذهيب و تجليد آنها كه خوب فراگرفته بود ، كسب مىكرد و ازينراه كتب علمى بدست ميآورد و بر مشايخ و علماء روزگار ميخواند و اجازهء روايت مىگرفت . در سال 577 كه سلطان طغرل بن ارسلان را هوس علم خط افتاد خال ديگر محمد يعنى محمود بن محمد راوندى باستادى سلطان انتخاب شد و مصاحفى كه سلطان مىنوشت محمد آنها را تذهيب ميكرد و بدين‌طريق از مقربان درگاه شده بود و بسيارى از بزرگ‌زادگان در خدمت او و خالان او تلمذ مىكردند . بعد از آنكه طغرل بن ارسلان در سال 590 بقتل رسيد و بساط دولت آل سلجوق برچيده شد راوندى از عراق ببلاد آسياى صغير روى نهاد و در خدمت غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان ( 588 - 607 ) از سلاجقهء آسياى صغير درآمد و راحة - الصدور را كه از مدتى پيش بتأليف آن شروع كرده بود در سال 599 بنام او تمام كرد و در ديباچهء مفصل خود بر آن كتاب چنين گفت : « پس به حكم اين مقدمات در سنهء تسع و تسعين و خمسمائة مصنف و مؤلف اين كتاب محمد بن على بن سليمان الراوندى عمّره اللّه انديشه كرد كه چون خلود ذكر از تصنيف كتب است من نيز تصنيفى سازم و به قدر قوت خويش كتابى پردازم كه امتداد مدت روزگار آن را خلق نگرداند و مسوّدهء آن تا روز قيامت بماند و چون روزگار چنانك عادت اوست ، نعيب غراب بسمع احباب رسانذ و كأس مالامال مرگ بچشانذ از من يادگارى مانذ ، و چون تحصيل علوم در دولت آل سلجوق كرده بوذم و مشايخ و استاذان دعاگوى داعيان و هواخواهان ايشان بوذنذ ، و مدارس عراق و خيرات در آفاق ازيشان و بندگان ظاهر شد ، خواستم كه اين كتاب بنام سلطانى سلجوقى باشذ . اين مراد در قبضهء تعذر مىبوذ و اين امنيت روى نمىنموذ ، تا خداوند عالم سلطان قاهر عظيم الدهر غياث الدنيا و الدين ابو الفتح كيخسرو بن قلج ارسلان خلّد اللّه ملكه فتح انطاليه كرد « 1 » و آنچ هيج پادشاه را ميسر نشذ از مصاف دادن و كشتن ، او را ميسر ببوذ ، واجب ديذم اين كتاب بنام شريف او ساختن و اين دفتر از بهر او پرداختن . »
هامش
( 1 ) - يعنى در سال 603 . رجوع شود بحاشيهء ص 62 از راحة الصدور راوندى چاپ ليدن