خود « 1 » نام « پادشاه بنى آدم اتابك اعظم مظفر الدنيا و الدين ازبك بن محمد بن ايلدگز » و وزير او « خواجهء جهان ربيب الدنيا و الدين معين الاسلام و المسلمين ابو القاسم هرون بن على دندان » را آورده است و چون اتابك ازبك از 607 تا 622 سلطنت كرده پس تاريخ ترجمهء مرزباننامه در همين سنين بوده است ، و از آنجا كه وراوينى بنابر تصريح خود هنگام تهذيب مرزباننامه در « ايام البيض كهولت » بود بنابرين بايد ولادت او در اواسط قرن ششم اتفاق افتاده باشد .
مرزباننامهء وراوينى در نه باب ، يك مقدمه ، و يك ذيل است و چنان كه از مقايسهء آن با روضة العقول برميآيد بعضى از حكايات و ابواب اصلى كتاب درين ترجمه حذف شده است . وراوينى خود نيز بدين معنى اشاره كرده آنجا كه گفته است : « زواياى آنهمه بگرديدم و خباياى اسرار آن به نظر استبصار تمام بديدم و طلسم تركيب آن از هم فروگشادم و از حاصل همه ملخّصى ساختم باقى انداختم » « 2 »
سعد الدين وراوينى در ديباچهء مرزباننامهء شمهيى از مطالعات خود را در متون ادبى مشهور خاصه منشآت مترسلين معروف قرن ششم بيان مىكند و ميگويد كه قسمتى از كتاب خود را در مدتى كه در مدرسهء نظاميهء اصفهان بسر ميبرده است ، ترتيب داده و چون آن مدت كه در اصفهان ميزيسته از شورش و فترات عراق سخن ميگويد ، ناگزير نظر او بانقلاباتى است كه از دورهء سلطنت طغرل بن ارسلان سلجوقى و تاخت و تازهاى سپاهيان خوارزم و اختلافات سران سلجوقى در عراق و نظاير اين احوال تا قسمتى از دورهء فرمانروايى سلطان محمد خوارزمشاه جريان داشته و موجب ويرانيها و نابسامانيها شده بود . بعد ازين وقايع وراوينى بآذربايجان بازگشت و در كنف حمايت ربيب الدين بسر ميبرد و در همين اوقات آسايش بود كه بانديشهء اتمام مرزباننامه افتاد و ديباچهء آن را بنام وزير دانشمند مذكور آراست و در ذيل كتاب نيز ذكر او و دار الكتبى را كه در جامع تبريز ترتيب داده بود تجديد كرد .
مرزباننامهء ورواينى از جملهء شاهكارهاى بلامنازع ادب فارسى در نثر مصنوع مزين است و ميتوان آن را سرآمد همهء آنها تا اوايل قرن هفتم دانست .
هامش
( 1 ) - مرزباننامه چاپ تهران ص 295
( 2 ) - مرزباننامه ص 7