تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨
بردم تا از مفردات اجزاء آن مركّبى بفرط امتزاج عسل‌وار حاصل آمد كه امكان تمييز از ميان كل و جزء برخاست . . . و چون در ملابست و ممارست اين فن روزگارى به من برآمد خواستم كه تا از فايدهء آن عايدهء عمر خود را ذخيره‌يى گذارم و كتابى كه درو داد سخن‌آرايى توان داد ابداع كنم . مدتى دراز نواهض همت اين عزيمت در من مىآويخت تا متقاضيان درونى را بر آن قرار افتاد كه از عرايس مخترعات گذشتگان مخدّره‌يى كه از پيرايهء عبارت عاطل باشد بدست آيد تا كسوتى زيبنده از دست يافت قريحهء خويش درو پوشم و حليتى فريبنده از صنعت صياغت خاطر خود برو بندم . بسيار در بحث و استقراء آن كوشيدم تا يك روز تباشير بشارت صبح اين سعادت از مطلع انديشه روى نمود و ملهمى از وراى حجاب غيب سرانگشت تنبيه در پهلوى ارادتم زد .
گفتى كه دلت كجاست جانا * در زلف نگر نه دور جاييست
آنك كتاب مرزبان‌نامه كه از زبان حيوانات عجم وضع كرده‌اند ، و در عجم ماعداى كليله و دمنه كتابى ديگر مشحون بغرايب و محشوّ برغايب عظت و نصيحت مثل آن نساخته‌اند ، و آن را بر نه باب نهاده ، هر باب مشتمل بر چندين داستان به زبان طبرستان و پارسى قديم باستان ادا كرده و آن عالم معنى را بلغت نازل و عبارت سافل در چشمها خوار گردانيده
كالدرّ فى صدف و الخمر فى خزف * و النّور فى ظلم و الحور فى سمل
. . . مرا سينهء امل از شرح اين سخن منشرح شد . . . همان زمان ميان طلب در بستم و ننشستم تا آن گنج خانهء دولت را بدست آوردم . . . »

راحة الصدور

كتاب اعلام الملوك ، مسمى به : راحة الصدور و آية السرور ، از كتب مهم اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم است كه خواه از باب سلاست انشاء آن و غزارت فضل مؤلف ، و خواه از حيث اشتمال بر اطلاعات فراوان تاريخى و اجتماعى ، در شمار معتبرترين و سودمندترين كتب فارسى پيش از حملهء مغول است . مؤلف آن نجم الدين ابو بكر محمد بن على بن سليمان بن محمد الراوندى از راوند كاشان است . وى شرح حال خود را بتفصيل بعنوان « ذكر احوال مصنف كتاب و ثناى دوستان و استاذانش » آورده و خلاصهء آن چنين است كه در خردى پدرش بدرود حيات گفت و خاندان او بسبب قحط اصفهان بسال 570 تهيدست شدند چنان كه محمد در كنف رعايت خال خود تاج الدين احمد بن محمد بن على الراوندى از فاضلان بزرگ