اختلاف بسيار دارد چنان كه بسى از حكايات كه در روضة العقول ذكر شده است ، در مرزباننامه مذكور نيست . اين كتاب در يازده بابست و حال آنكه مرزباننامهء وراوينى بيش از نه باب نيست و از آخرين باب روضة العقول يعنى « باب ملك نيكبخت با زنش يونا » اصلا در مرزباننامه اثرى نيست . روش انشاء روضة العقول همچنانكه گفتهايم مصنوع و مزين بصنايع مختلف و شواهد گوناگون از امثال و اشعار عربيست . ملطيوى در ايراد لغات و كلمات تازى مبالغه كرده و بسيارى از كلمههاى عربى را كه بايسته نبوده آورده است . با اينحال انشاء او در غايت سلاست و بروش مترسلين بليغ و تواناست .
مرزباننامه « 1 »
چند سال بعد از ترجمهء محمد بن غازى ملطيوى يكى از فاضلان عراق بنام سعد الدين وراوينى بىآنكه از تأليف روضة العقول آگاه شده باشد ، يك بار ديگر دست بترجمهء مرزباننامه از زبان طبرى به زبان پارسى زد و آن را بانشاء مزين مصنوع بياراست و مرزباننامه ناميد . از احوال وراوينى اطلاعى در دست نيست و تنها از مقدمه و خاتمهء مرزباننامه مستفاد مىشود كه او از ملازمان خواجه ابو القاسم ربيب الدين هارون بن على بن ظفر دندان وزير اتابك ازبك بن محمد ( 607 - 622 ) اتابك آذربايجان بود . اين ربيب الدين بعد از استيلاى سلطان جلال الدين خوارزمشاه بر اتابك ازبك از كار وزارت كناره گرفت و بنابر آنچه از قول محمد بن احمد نسوى در كتاب « سيرة جلال الدين منكبرنى » برميآيد تا حدود سال 624 در قيد حيات بود . وى مردى فاضل و فضلدوست بود و بنابر اشارهء وراوينى كتابخانهء معتبرى حاوى انواع كتب در تبريز ايجاد كرده بود . وراوينى مرزباننامه را بنام اين وزير دانش دوست درآورده و چون ملازم او بوده است بنابرين مدتى در تبريز ميزيسته و مولد او هم بنابر حدس شفر در مجلد دوم از قطعات منتخب فارسى ، همان « وراوى » است كه ياقوت در معجم البلدان آن را شهركى بر يك منزلى اهر دانسته است .
تاريخ ترجمهء مرزباننامه و تهذيب آن بدست وراوينى كاملا معلوم نيست ولى مسلما بين سالهاى 607 - 622 اتفاق افتاده است زيرا او در آخرين باب از كتاب
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمقدمهء مرزباننامه بقلم مرحوم مغفور ميرزا محمد خان قزوينى