مطامع دنيّه و مطاعم و بيّه « 1 » احتراز لازم ميشمردند و مىشناختند . درين ادوار ناسازگار و روزگار غدار و زمن پرمحن و فتن ، كه آمال و امانى بصدد تلاشى است و ملت طراوت علم منسوخ و مميز آن سيمرغ و كبريت احمر گشته و همگنان از دست جور زمانه از پاى درآمده ، وقتى ناگاه داعيهيى پديد آيد كه در احياء علوم به مقدار توانش سعيى اختيار كرده آيد و تجديد هر فنى را بارزانى داشته ، و جهد المقل غير القليل . . . و چون اين مصنف به حكم صنوف صروف روزگار و ضعف و پيرى و روزگار نامساعد كه علاجپذير نيست ، و قلت مال و كثرت عيال و استغناى خلق از افادت و استفادت ، كه در راه او موانع و حواجزند ، شكر مواهب الهى بمقادير آنچه از علوم بوى رسيده است ، بنشر و تدوين و تصنيف ميگزارد ، همانا الزام غرامت و ملامت را بوى راه ندهند ، روا بود كه بعد ازين ايام و اعوام قرانات كه مفرق الاحباب و ناسخ ملل المعروف و الكرم و العلوم و الآداباند ، لب مراد بازخندد و بضاعت علم بعد از كساد روايى پذيرد و حرصى پديد آيد بر فتح باب علوم بمفاتيح همت بلند ، و اين مصنف الدال على الخير و العلم باشد . . .
ايزد تعالى گفتن و نوشتن را اسباب ندامت در قيامت مگر داناد بمنه و لطفه . . . »
آثار پارسى سهروردى
شيخ شهاب الدين ابو الفتوح يحيى بن حبش بن اميرك سهروردى فيلسوف مقتول كه پيش ازين ذكر او را آوردهايم « 2 » ، كتب و رسالاتى بپارسى دارد كه قسمتى از آنها تاكنون بطبع رسيده است .
از آن جمله است رسالهء آواز پر جبرئيل كه متن پارسى آن بسال 1935 در مجلد 227 از روزنامهء آسيايى با ترجمهء فرانسهء آن بكوشش آقاى هانرى كربن « 3 » و مرحوم پول - كراوس « 4 » بطبع رسيد . - رسالة العشق كه بنام مونس العشاق با شرح فارسى رسالة العشق بسال 1934 در اشتوتگار بهمت اوتواسپيس « 5 » سمت انطباع يافت . لغت موران كه همراه دو رسالهء ديگر از شهاب الدين سهروردى بنام : صفير سيمرغ ، ترجمهء رسالة - الطير ابن سينا بانضمام ترجمهء رسالة الطير از عمر بن سهلان ساوى بهمت اسپيس بسال 1935 ميلادى در اشتوتگار طبع شد . - رسالة فى حالة الطفولية كه آقاى دكتر مهدى بيانى آن را با مقدمهيى در ذكر احوال و آثار سهروردى همراه رسالهء ديگرى از
هامش
( 1 ) - وبىّ - هلاكتآور
( 2 ) - رجوع شود به همين كتاب 297 - 305
( 3 ) -H . Corbin( 4 ) -P . Kraus( 5 ) -Otto Spies