تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 990

مساهمون:

ص٩٩٠
از امارت اينكه داستان سمك عيار را قصّاصين براى مردم روايت مىكرده‌اند و آنچه درين كتاب گرد آمده مستند بر نقل يكى از آنانست ، عبارتى است كه در ذيل مىآوريم . در اينجا چنان كه مىبينيم گويندهء داستان از شنونده مزد ميخواهد و كمترين حدّ آن را براى هركس پنج دينار و مجموع مزد خود را هزار دينار معلوم ميدارد و نيز از آن براى سازندهء داستان و نويسندهء آن از جماعت شنوندگان دعا مىخواهد : « . . . عالم‌افروز گفت اى زن بگوى آخر تا تو كيستى ؟ سمن‌رخ گفت خواهى كى بگويم تا من كيستم ؟ بگوى تا اين جماعت هزار دينار زر خراجى بجمع‌كنندهء اين كتاب دهند كى بسيار غصه كشيذه است و روزگار ضايع كرده تا اين قصه بهم آورده است . من گفتم آنچ در همت من بوذبلى ، اگر ندارند و نمىتوانند داذن بهمت خويش بدهند ، كم از پنج دينار ندهند . اكنون هر يكى يك بار الحمد از براى جان سازندهء كتاب و نويسندهء كتاب بخوانذ و از خذاى تعالى او را آمرزش خواهذ تا خذاى عز و جل بفضل خويش و برحمت خويش ايشانرا بيامرزد و رحمت كنذ . . . » « 1 » اما راوى اين قصه بنابر آنچه از اشارات نويسنده و جمع‌كنندهء كتاب معلوم مىشود « صدقة بن ابى القاسم شيرازى » نام داشته است . اين اشارهء صريح در مقدمهء كتاب آمده است و در يكجاى ديگر از كتاب ( ج 1 ورق 34 ) او را باضافهء ابنى « صدقهء ابو القسم » معرفى مىكند و در باقى موارد در عين اذعان بنقل روايت ازو ، از وى جز به همان صورتهايى كه ديده‌ايم ياد نمىنمايد . جامع قصه يعنى كسى كه قصه را از « صدقه » شنيد و نوشت « فرامرز بن خدا داد بن عبد الله الكاتب الارجانى » بود . وى در مورد ديگر خود را « فرامرز » و در مورد ديگر ( ج 1 ورق 34 ) باضافهء ابنى « فرامرز خداداذ » ناميده و چنين گفته است : « اما مؤلف و راوى قصه فرامرز خداداذ از راوى و مصنف كتاب صدقهء ابو القسم . . » . تاريخ شروع به جمع‌آورى اين داستان هم در آغاز كتاب روز سه‌شنبه چهارم جمادى الاولى سال 585 است و بنابرين كتاب سمك عيار در اواخر قرن ششم بوسيلهء دو تن از اهالى فارس نوشته شده است .
هامش
( 1 ) - ايضا ج 3 ورق 327 نسخهء عكسى سمك عيار .