تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧
مسجع ، و يا بهتر بگوييم ، از قبيل نثر موزونست ، به كار رفته ولى اين‌گونه موارد كميابست . اگرچه لحن نويسندهء كتاب بر اثر استدلال و استشهاد باحاديث و اخبار و روايات در برخى موارد خشك است ، اما در پاره‌يى موارد هم كه در راه دفاع از همكيشان خود گرم‌رو مىشود نفسى مؤثر و كلامى جالب و دل‌انگيز مىيابد . بر رويهم كتاب النقض از جملهء متون خوب نثر پارسى در قرن ششم و در زمرهء كتب درجهء اول آن قرن است اما به حكم عادت اهل زمان نفوذ زبان عربى و حتى قواعد دستورى عرب از قبيل استعمال صفات مؤنث براى موصوف جمع مانند « كتب اصوليهء اثنى عشريه » درين كتاب بسيار مشهود است . نويسندهء كتاب علت و سبب تأليف آن را در مقدمه بدين عبارت آورده است : « اما بدانند منصفانى كه اين مجموعه برخوانند كه در ماه ربيع الاول پانصد و پنجاه و شش از هجرت صاحب شريعت عليه الصلاة و السلام بما نقل افتاد كه كتابى بهم آورده‌اند و آن را بعض فضائح الروافض نام نهاده‌اند ، در محافل كبار و حضور صغار بر طريق تشنيع ميخوانند و مردم غافل از استماع آن دعاوى بىبينت و معانى متحير ميمانند . مگر دوستى مخلص نسختى از آن بامير سيد رئيس كبير جمال الدين على بن شمس الدين الحسينى ادام اللّه علوه و سيادته كه رئيس شيعه است برده است و او آن را مطالعه باستقصاء تمام كرده و آن را ببرادر مهترم اوحدين الحسين كه مفتى و پير طايفه است ، مد اللّه عمره و انفاسه ، فرستاده و او نيز از سر كمال و فضل مطالعه كرده و از من پوشيده داشت ، از خوف آنكه مبادا من در جواب نقض تعجيلى بكنم . مدتى دراز در بند و طلب آن نسخت بودم و ميسر نمىشد . . . اتفاق را نسخهء اصل بدست سيد امام شهاب الدين محمد بن تاج كيكى افتاد كه معتبر شيعه است و او آن را در سر صفاى دل و كمال فضل و اعتقاد نيكو مطالعه كرد و بما فرستاد و ما را در آن فصول و كلمات چند روز تأملى شافى باحتياطى كافى كرده شد ، الحق عباراتى درست و خوش و سهل است اما مجموع آن هذيان ، كلماتى مشنع از سر تعصب و جهل ، حوالاتى نه بر جادهء حقيقت ، تشبيهاتى سقيم پرشبهت ، معارضاتى نامعقول ، و اشاراتى نامقبول . . . و پيش از وصول اين كتاب بما زمره‌يى از خواص علماء شيعه كه آن كتاب را مطالعه كرده بودند در حضرت مقدس مرتضى « 1 » ضاعف اللّه جلاله گفته بودند و بر لفظ گهربار سيد السادات رفته كه : عبد الجليل قزوينى مىبايد كه در جواب اين
هامش
( 1 ) - مراد شرف الدين ابو الفضل محمد بن على المرتضى متوفى بسال 566 است .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 987 | ذبيح الله صفا