كتاب بر وجه حق شروعى كند چنان كه كسى انكار آن نتواند كرد . . . و اين كتاب بر وجهى مرتب شد كه خواص را دافع شبهات باشد و عوام را مثمر دلالات ، بعبارتى سهل و آسان ، نه بر قاعدهء ديگر مصنفات ما كه دقتى و رقتى دارد كه قبول چنين كتاب نه از رقت عبارت باشد ، بلكه از شرف حوالت و دلالت باشد تا هر خواننده و شنونده و نويسندهيى كه بخواند و بشنود و بنويسد ، از آن بهرهء تمام و فائدهء بسيار حاصل كند . . . »
سمك عيار
سمك عيار يكى از بهترين رمانهاى زبان پارسى در قرن ششم است . اين كتاب داستانى مفصل در سه مجلد است و نسخهيى منحصر از آن در كتابخانهء بودلين اكسفورد ( بشمارههاى
Ms'Ouseley 379 380 381
) موجود است . جمعكنندهء اين حكايت فرامرز بن خداداد بن عبد اللّه الكاتب الارجانى است كه گويا آن را از زبان يكى از قصّاصين زمان بنام صدقهء ابو القاسم فراهم آورده و تحرير نموده است . نسخهء موجود كتاب مسلما متعلق بعهد مغول است و انشاء آن بىترديد از اواخر قرن ششم هجرى متأخرتر نيست . صحنهءهاى اين داستان در ايران و ممالك مجاور از حلب تا چين ترتيب داده شده و غالب قهرمان آن را نامهاى ايرانى اصيل است مانند « خورشيد شاه » قهرمان اصلى داستان و « اشك » و « فرخروز » و « پرند پهلوان » و « رويين » و « خورشيد شاه » و « كاوه » و « گندمگ » و « شغاد » و « مهران » و براى زنان اسمهايى از قبيل « مردان دخت » و « سيمينه » و « ماهستون » و « ماهانه » و « مهپرى » و « گلوى » .
بعضى اسامى مركب مانند « چگل ماه » و « لالاصلاح » و اسمهايى عربى مثل قطور و قطران و سليم و امثال آنها هم درين كتاب به كار رفته است . پهلوان نامآور اين داستان كه در شجاعت و تدبير و نيرنگ سرآمد همهء قهرمانانست « سمك » نام دارد كه نام رائج در بعضى از نواحى ايران بود و چنان كه ميدانيم دو دسته از متعصبين سيستان را كه ميان آنان فتنهها بوده بنام « سمك » و « صدق » ميناميدهاند « 1 » و اتفاقا راوى داستان سمك عيار هم « صدقه » نام دارد و اين از تصادفات عجيب است . سمك مردى عيّارپيشه و داراى تمام خصائص اخلاقى و روحى عياران است . موضوع داستانهاى توبرتوى اين كتاب كه
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ص 275 - 276