شاهنامهء اين مرد كتابى متقن و معتبر و مستند باسناد مهم زمان بود و او از سير الملوك عبد اللّه بن المقفّع و محمد بن الجهم البرمكى و هشام بن القاسم و بهرام بن مردانشاه و بهرام بن مهران الاصفهانى ، و از تاريخى متعلّق ببهرام الهروى المجوسى در نگارش كتاب خود استفاده كرده و آنچه در باب گيّومرث آورده است با روايات مذهبى زرتشتيان بدرستى وفق دارد و ازينروى بايد گفت كه شاهنامهء ابو على ظاهرا بيشتر مبتنى و مستند بر روايات مكتوب بود تا روايات شفاهى .
سومين شاهنامهء معروف و مهم اين عهد شاهنامهء ابو منصور محمد بن عبد الرزاق است . در شاهنامهء فردوسى چندبار باشاراتى مىرسيم كه بمأخذى مكتوب راجعست و مهمتر از همهء آنها خبريست كه فردوسى در آغاز شاهنامه در باب يك كتاب بزرگ ميدهد :
يكى نامه بُد از گَهِ باستان * فراوان به دو اندرون داستان
پراگنده در دست هرموبدى * ازو بهرهيى برده هربخردى
يكى پهلوان بود دهقاننژاد * دلير و بزرگ و خردمند و راد
پژوهندهء روزگار نخست * گذشته سخنها همه بازجست
ز هركشورى موبدى سالخورد * بياورد و اين نامه را گرد كرد
بپرسيدشان از نژاد كيان * وز آن نامداران و فرّخ گوان . . .
بگفتند پيشش يكايك مهان * سخنهاى شاهان و گشت جهان
چو بشنيد ازيشان سپهبد سخن * يكى نامورنامه افگند بن
چنين يادگارى شد اندر جهان * بر او آفرين از كهان و مهان
درين ابيات سخن از تأليف كتابى ميرود كه بامر پهلوانى دهقاننژاد انجام گرفت و بفحواى ابيات ديگر شاهنامه نخست دقيقى از آن استفاده كرد و آنگاه فردوسى .
اين كتاب چنان كه از اشارات ما در سطور ذيل مشهود مىشود شاهنامه و آن پهلوان دهقاننژاد و يا آن سپهبد ابو منصور محمد بن عبد الرزاق سپهسالار خراسانست . اين مرد از بزرگزادگان طوس و از نژاد دهقانان بوده و در آغاز كار يعنى در حدود 335 يا چندى پيشتر از آن از جانب ابو على احمد بن محمد بن مظفّر بن محتاج چغانى سپهسالار