داستانهاى عشقى شاهنامه كه با عناصر حماسى آميخته است لطف و زيبايى خاصى دارد .
4 ) فردوسى در مقدمهء شاهنامه و آغاز داستانها مطالبى در حكمت و موعظه و عبرت از خود افزوده و ضمن سرودن داستانها در همان حال كه رعايت امانت و صحت نقل را ميكرده تصرّفاتى براى زيبا كردن بيان و فصاحت كلام و بلاغت آن در بيان وقايع مىنموده و ازين راه بر زيبايى منظومهء خود بسيار فزوده است . تصرّف شاعر در بيان اوصاف و وصف حال خود و مدايح شاهان هم آشكارست و اگر ازينگونه موارد بگذريم آثار عدم تصرّف او در ذكر وقايع و امانت در نقل از همه جاى شاهنامه آشكارست .
5 ) زبان و اسلوب بيان فردوسى نيز قابل توجهست . اين شاعر استاد عديم النظير در بيان افكار ، و نقل معانى از نثر بنظم ، و رعايت سادگى زبان و فكر ، و صراحت و روشنى سخن ، و انسجام و متانت كلام ، بدرجهيى از قدرت و مهارتست كه سخن او همواره در ميان استادان بمنزلهء سخن سهل و ممتنع تلقّى ميشده و عنوان نمونهء اعلاى فصاحت و بلاغت داشته است . آنكس كه از رموز زبان و ادب فارسى آگهى داشته باشد ، و صحيح و سالم آن را از مغشوش و معلول تفاوت نهد ، و ذوق خداداده با انديشهء سليم در نهاد او همراه باشد ، و بقياس كلام استاد و مضامين و افكار او و طريق بيان آنها با آنچه ديگر استادان سخن فارسى گفتهاند همّت گمارد ، درمىيابد كه فردوسى « الحق هيچ باقى نگذاشت و سخن را به آسمان عليين برد و در عذوبت بماء معين رسانيد » « 1 » و بلطف و جمال از نسيم سحرگاهى و بساط فرودينى درگذرانيد . نظامى عروضى دربارهء سخن او گفته است : « من در عجم سخنى به اين فصاحت نمىبينم و در بسيارى از سخن عرب هم » « 2 » .
زبان فردوسى در بيان افكار مختلف ساده و روان و در همان حال بنهايت جزل و متين است و بيان مقصود در شاهنامه عادة بسادگى و بدون توجّه بصنايع لفظى صورت مىگيرد زيرا علوّ طبع و كمال مهارت گوينده بدرجهييست كه تصنّع را مغلوب روانى و انسجام مىكند و اگر هم شاعر گاه بصنايع لفظى توجّه كرده باشد ( و اين توجه در شاهنامه نادر نيست ) ، قدرت بيان و شيوايى و روانى آن خواننده را متوجه آن صنايع
هامش
( 1 ) - چهار مقاله چاپ ليدن ص 47 - 48
( 2 ) - ايضا چهار مقاله ص 47 - 48