سى سال و سى و پنج سال رنجى كه فردوسى براى سرودن شاهنامه بدان اشاره مىكند از ميان ميرود و محقق مىشود كه فردوسى در حدود 76 سالگى سى و پنج سال براى شاهنامه كار كرده بود نه در حدود 71 سالگى .
فردوسى از خانوادهيى دهقان بود ، و نظامى عروضى او را از دهاقين طوس دانسته است « 1 » . راجع باهميت دهقانان در قرن چهارم و پنجم پيش ازين سخن گفتهايم و تعلّق فردوسى به اين طبقه طبعا بعضى نكات را راجع باحوال او روشن مىكند و از آن جمله ثابت مىشود كه :
1 - خاندان فردوسى صاحب مكنت و ضياع و عقار بود . اين مطلب گذشته از آنكه با توجّه باصل فوق عقلا ثابت است ، از اشارات مختلف تاريخى و اقوال گوينده در موارد متعدد نيز مدلّل و ثابت ميگردد . نظامى عروضى گويد كه فردوسى در ديه باز « شوكتى تمام داشت و بدخل آن ضياع از امثال خود بىنياز بود » و فردوسى خود هم برفاه حال و سعهء عيش خود در جوانى اشاره كرده و گفته است :
الا اى برآورده چرخ بلند * چه دارى بپيرى مرا مستمند
چو بودم جوان برترم داشتى * بپيرى مرا خوار بگذاشتى . . .
بجاى عنانم عصا داد سال * پراگنده شد مال و برگشت حال
اما چنان كه از همين ابيات و ابيات متعدد ديگر شاهنامه به خوبى برميآيد شاعر استاد بر اثر نظم شاهنامه و گذراندن عمر درين راه ثروت خود را از دست داد و در پيرى تهيدست و بىچيز شد و ابيات ذيل از شاهنامه گواه مدّعاى ماست :
نماندم نمكسود و هيزم نه جو * نه چيزى پديدست تا جو درو . . .
نه چون من بود خوار و برگشته بخت * بدوزخ فرستاده ناكام رخت
نه اميد عقبى نه دنيا بدست * زهر دو رسيده بجانم شكست . . .
دو گوش و دو پاى من آهو گرفت * تهىدستى و سال نيرو گرفت
2 - فردوسى مردى وطنپرست و در ميهنپرستى استوار بود . اين مطلب نيز گذشته از آنكه نتيجهء مقدمات مذكور ميتواند بود از جاى جاى شاهنامه و خصوصا
هامش
( 1 ) - چهار مقاله ص 47