تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
كه ترجمهء اين دو بيت است از ابو شكور :
از دور بديدار تو اندر نگرِستم * مجروح شد آن چهرهء پرحسن و ملاحت وز غمزهء تو خسته شد آزرده دل من * وين حكم قضائيست جراحت بجراحت « 1 »
از اشعار فارسى او اين قطعه را عوفى در لباب الالباب و هدايت در مجمع الفصحا آورده است :
يكى نصيحت من گوش‌دار و فرمان كن * كه از نصيحت سود آن كند كه فرمان كرد همه به صلح گراى و همه مدارا كن * كه از مدارا كردن ستوده گردد مرد اگرچه قوّت دارى و عُدَّت بسيار * بگرد صلح گراى و بگرد جنگ مگرد نه هركه دارد شمشير حرب بايد رفت * نه هركه دارد پازهر زهر بايد خورد

37 - فردوسى « 2 »

استاد ابو القاسم فردوسى شاعر بزرگ حماسه‌سراى ايران و يكى از گويندگان مشهور عالم و از ستارگان درخشندهء آسمان ادب فارسى و از مفاخر نامبردار ملّت ايرانست و بسبب همين عظمت مقام و مرتبت زندگى او مانند بزرگان درجهء اول ايرانى با افسانها و روايات مختلف آميخته شده و ما اگر بخواهيم اين افسانها و داستانها را كه غالبا ارزش تاريخى ندارد مانند شرح واقعى احوال او درينجا نقل كنيم از روش كار خود دور مىشويم . نام او و پدرش در ترجمهء البندارى كه در حدود سال 620 هجرى از شاهنامه به عربى شده منصور بن حسن آمده و در مآخذ ديگر مانند : تاريخ گزيده « حسن بن على » ؛ و در تذكرة الشعراء دولتشاه و آتشكدهء آذر « حسن بن اسحق بن شرف شاه » ؛ و در مجمع - الفصحاء هدايت به شكل غلط و مغشوش « حسن بن اسحق بن شرف شاه محمد بن منصور بن فخر الدين احمد بن حكيم مولانا فرّخ ( ؟ ) » آمده و ازين روايات متشتّت ميتوان بقول البندارى كه اقدمست بيشتر اعتماد كرد . كنيه و لقب شاعرى او همه‌جا از قديم‌ترين
هامش
( 1 ) - و السنّ بالسنّ و الجروح قصاص . ( 2 ) - كليهء مآخذ مربوط بفردوسى در آخر احوال و آثار او ذكر خواهد شد و ازينرو ممكن است در ضمن اين مقال از ذكر جزئيات مآخذ خوددارى شود مگر در مورد حاجت .
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 458 | ذبيح الله صفا