3 - علوم ادبى
علوم ادبى مانند ديگر علوم در قرن چهارم و اوايل قرن پنجم بمنتهاى ترقى خود رسيد و به همان نحو كه در ساير علوم بزرگترين عالمان درين عهد پديد آمدند و كتب اساسى درين عهد تأليف شد ، همچنان در علوم ادبيهء عرب هم عمدهء كتب و عمدهء علما درين دوره بوجود آمدند . علوم ادبى در آغاز اين عهد با همان روش قرن سوم مطالعه و تحقيق ميشد بدين معنى كه استادان بزرگ درين فن بيشتر كسانى بودند كه از طريق علم روايت وارد در فنون مختلف ادب ميشدند مثلا كيفيت بحث درين علم چنان بود كه همواره كلام فصحا را مطرح ميكردند و در فوائد لغوى و نحوى آن با استشهاد و استناد باشعار عرب و آيات قرآن و كلام بلغا سخن ميگفتند . استاد بدين طريق مطالب گوناگون را املاء ميكرد و شاگردان استملاء مىنمودند و ازين طريق كتب امالى پديد مىآمد مانند كتاب امالى ابو على قالى و امالى ابو اسحق زجّاج . پيداست كه با اين روش توجّه بجزئيات و صور منفرده و كلمات واحد و جملههاى واحد اساس كار بود نه ابتدا بكليات و ذكر اصول كليه و آوردن جزئيات بعنوان شاهد . استفاده ازين روش باعث بود كه متعلّمين زبان و لغت عرب در كار خود ورزيده شوند و در عين فراگرفتن زبان بقواعد لسانى آن پى برند و اينست يكى از اسرار ظهور نويسندگان و شاعران بزرگ در قرون نخستين هجرت تا اواخر عهدى كه مطالعه مىكنيم . اما در همين عهد بر اثر رواج علوم عقلى و آشنايى ذهن مسلمين با منطق يونانى و پديد آمدن مؤلّفاتى كه نظم منطقى و علمى داشته ، در كيفيت مطالعهء ادبا در علوم ادبى تغييرى حاصل شد و بر اثر آن علم نحو از صورت املاء بيرون آمد و هيأت علم مدوّنى را با قواعد مرتّب و مباحث منظم گرفت .
شايد يكى ديگر از علل تداول اين روش پديد آمدن مدارس معيّن و محصّلان موظف و ثابت و احتياج بداشتن كتب درسى هم بوده است .
در علم لغت هم وضع بدين منوال بود . تا مدتى از قرن چهارم پيروى از روش علماى لغت در دورهء قبل متداول بود . غالبا مباحث لغوى همراه با مباحث نحوى در ضمن مجالس املاء بميان ميآمد و تدوين كتب لغت هم تا مدتى مديد بر روش كتاب العين خليل صورت