تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
رسيدن بحقيقت احوال اعيان موجودات . در حكمت نظرى رياضيات را على الرسم منقسم ميدارد به چهار قسم : علم العدد و علم الهندسة و علم الهيئة و علم الموسيقى ؛ و طبيعيات و الهيات را دو علم مربوط و وابستهء به يكديگر در بسيارى از مسائل قرار ميدهد . موضوع علم طبيعى اجسام موجود با توجّه بتغيّرات و تبدّلات و دقت در انحاء حركت و سكون آنها و مباحث اساسى آن اجسام و عالم و نفس با توجّه به تمام احوال آنهاست . ابن سينا در تمام اين مباحث دنبالهء كارهاى ارسطو را گرفته و كوشيده است كه مسائل مورد بحث و مذاكرهء او را بميان آورد و تقسيم علم طبيعى را هم بر همين زمينه انجام داده است . وى در بحث‌هاى طبيعى خود از اخسّ مراحل وجود تا اعلى درجات آن را در موجودات از مدّنظر تحقيق ميگذراند و از مادّه تا نفس ناطقه همه را مورد بحث و تدقيق قرار ميدهد و در مجموعهء آثار خويش فروع اين علم را هم مانند طب و تعبير و كيميا و غيره تحت مطالعه و تحقيق درميآورد . موضوع علم الهى وجود مطلق و لواحقيست كه لذاته دارد و همچنين مبادى آن . مسائلى كه درين علم مورد نظرست اقسام وجود يعنى واحد و كثير و لواحق آن و علت و معلول و قديم و حادث و تامّ و ناقص و فعل و قوّه و تحقيق مقولات عشرست . در كيفيت صدور عالم متكثّر از واحد يعنى واجب الوجود و خلق عقول و نفوس و افلاك و اركان و ساير ممكنات ، ابن سينا همان نظرى را تعقيب كرده است كه اسلاف او داشته‌اند منتهى ابن سينا اين نظر را بنحو كامل و با روش متقن و نظم و ترتيب فكرى خاصى مورد مطالعه درآورده است و راجع بنفس ناطقه و احوال آن و كيفيت اتصال آن بعقل فعّال نيز روش او به نظر فارابى نزديكست و نبوّت و معجزات انبياء و كرامات اوليا را از طريق اتصال نفوس جزئيه بعقل فعّال كه مدبّر مادون كرهء قمرست ثابت مىكند و همچنين است در اثبات اصول تصوّف و كشف و شهود . بعقيدهء ابن سينا معاد عبارتست از بازگشت نفوس بجواهر عاليه كه لذّت و جمال و بهاء واقعى خاص آنهاست و انقطاع از عالمى كه پيش از مفارقت بدن در آن بود . اين حال براى نفوس منزّه حاصل مىشود كه سعادت مطلق اخروى خواهند داشت ، باقى نفوس به نسبت درجاتى كه دارند در شقاوت ابدى يا حالتى بين سعادت و شقاوت خواهند بود .