و اركان شريعت را ترك نگويد و فلسفه را حرفهء خود قرار ندهد .
اثر فارابى در فلاسفهء بعد از خود بسيار بوده است و با اينحال از انتقادات برخى مانند ابن رشد آسوده نمانده است . ابن رشد در چند مورد از كتاب تهافت التهافت بر فارابى تاخته و او را در شمار متكلّمان قرار داده است نه در زمرهء فيلسوفان و گفته است فارابى كلام ارسطو را خاصه در كيفيت صدور عالم متعدد الصور و متكثّر الموجودات از موجود اول نفهميده است و ضمنا خطاهاى او را منبعث از خطاياى مترجمان و ناقلان شمرده و گفته است مترجمانى كه فلسفهء يونانى را بلغت عربى درآوردند اشتباه كرده و فارابى را گمراه ساختهاند « 1 » . ابن طفيل هم نسبت بفارابى نظر خوبى نداشته و فلسفهء او را پر از شكوك و تناقض دانسته است « 2 » .
ابو الحسن شهيد بن حسين بلخى ( م . 325 ) كه شرح او را در ذكر شعراى پارسى زبان اين عهد خواهيم آورد نيز از متكلّمان و حكماى بزرگ اين دوره و داراى رسالاتى در ردّ رازى بوده است .
يكى از شاگردان بزرگ ابو بشر متّى بن يونس ابو زكريا يحيى بن عدىّ المنطقى از مسيحيان يعقوبى شهر تكريت ( در ساحل دجله ) و ساكن بغداد بود . وى مدتى نيز نزد فارابى تلمّذ كرد و تصانيف بسيار در منطق و فلسفه داشت و مخصوصا در اثبات اصول آيين مسيح و تحقيق در كلام عيسويان كتب و رسالات متعددى نگاشت .
يحيى از مترجمان بزرگ عهد خود نيز بوده است . وفاتش بسال 364 اتفاق افتاد « 3 » .
ابو سليمان منطقى
ديگر از شاگردان بزرگ متّى بن يونس كه مدتى هم در خدمت يحيى بن عدى تلمّذ كرد ابو سليمان محمد بن طاهر بن
هامش
( 1 ) - تهافت التهافت چاپ بيروت مطبعهء كاتوليكى ، 1930 ص 54 و 179 - 180 و 371 - 372
( 2 ) - حى بن يقظان چاپ دمشق 1354 - ص 15 - 16
براى اطلاع كامل از احوال و عقايد و آثار فارابى رجوع شود بتاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ج 1 چاپ اول ص 179 - 194 و 374 - 375
( 3 ) - تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ج 1 چاپ اول ص 194 - 195