اين اختلاف بيشتر در پذيرفتن اصول عقايد عرفاست . ابو على سينا اصول عقايد عرفا را مانند ذيلى بر كتاب خود افزوده است . اما در آثار فارابى اصول عرفانى در اصل عقايد راه جسته است و اصطلاحات صوفيه در غالب موارد كتب او ديده مىشود .
غايت و غرض از فلسفه در نظر فارابى معرفت خالق است كه عالم را بطريق فيض و اشراق خلق كرد بدين طريق كه نخست عقل اول ازو افاضه شد و از عقل اول فلك اعلى و عقل دوم بوجود آمد و بدين ترتيب عقول افلاك كه همه مجرّد از مادهاند بوجود گراييدند تا عقل فعّال كه سبب وجود نفوس ارضيه و اركان و صورت و هيولى گرديده است . نفس ناطقه كه از عقل فعّال مدد ميگيرد حقيقت وجود آدمى است و بعد از فناى جسم باقى ميماند . نفوس زكيّه بعد از فناى جسم بعقل فعّال متصل ميگردند و اين اتصال بعقل فعّال تنها در نتيجهء رياضت نفسانى ميسر است و مقدمهء وصول به اين كمال تهذيب اخلاق و روح است . نفس داراى قوائى است كه عبارتند از قوهء غاذيه و قوّهء حاسه و قوّهء مخيّله و قوّهء ناطقه . اگر مخيّلهء فردى از آحاد انسان به حدى قوى و كامل باشد كه بتواند بنقل محسوسات از اعضاء حاسه بدماغ مبادرت جويد و با ذكريات و خيالات خود در وقت واحد و در حال بيدارى بازى كند ، درين حال ميتواند اشيائى را كه تخيّل مىكند بدرجات مختلفى از وضوح و مراتب متفاوتى از كمال و نقص يا جمال و قبح توهّم نمايد .
وى گاه اشياء غريب و عجيبى را كه رؤيت آنها براى هيچيك از موجودات ممكن نيست مىبيند . هنگامى كه قوّهء متخيّله بنهايت كمال رسيد براى انسان امتناعى ندارد كه در حال بيدارى از عقل فعّال جزئيات امور حاضر و مستقبل و يا نظاير آنها را از محسوسات و معقولات مفارق قبول كند و ببيند و بوسيلهء آنچه در نفس او پذيرفته شد از مسائل و احكام الهى خبر دهد ( نبوّت ) و اين كاملترين مرتبهييست كه قوهء مخيّله ميتواند بدان برسد .
انسان براى بلوغ بمراتب كمال محتاج اجتماع و تعاونست ، اجتماعات از حيث كمال و نقص متفاوتند . اجتماعات كامل بر سه نوعست : عظمى ، وسطى ، صغرى .
عظمى اجتماع جماعتى بزرگ بتمامى در معمورهء ارض و وسطى اجتماع يك امّت در جزئى از معمورهء ارض و صغرى اجتماع اهل قريه و اهل محله و اهل يك كوى و اجتماع
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص٢٩٧