فصل سوم وضع علوم در قرن چهارم و نيمهء اول قرن پنجم
دورهيى كه مورد مطالعهء ماست از حيث تكامل علوم و ظهور علماى بزرگ مهمترين دورهء اسلامى است . در اين قرن بزرگترين علماى دورهء اسلامى در هريك از شعب علوم عقلى و نقلى ظهور كردند و در حقيقت حاصل زحمات مسلمانان در قرن دوم و سوم در اين دوره برداشته شده است و اگرچه مقدمات انحطاط علوم عقلى خاصه الهيات و رياضيات در همين دوره فراهم آمد ليكن اثر آن در دورهء بعد يعنى نيمهء دوم قرن پنجم و قرن ششم كه دورهء تسلّط تركان و قدرت فقهاست آشكار شد . اينست كه در اين دوره شاهد جريانهاى مختلفى در عالم اسلامى نسبت بعلوم ، خاصّه كلام و فلسفه و فروع آن هستيم . در اين دوره از طرفى مخالفان اين علوم متدرجا تحصيل قدرت ميكردند و از جانبى علماى بزرگ اسلامى كاملترين آثار را در علوم پديد ميآوردند و چون ازين عهد بگذريم بتحقيق و تعمّق علما و اتقان عمل آنها كمتر بازميخوريم .
رواج علم
راجع برواج علم در ايران دورهء مذكور اشارات متعدد در دست داريم و على الخصوص جغرافيانويسان قرن مذكور از چگونگى حال علم و علما در بلاد مهم از قبيل شيراز و رى و اصفهان و دينور و نيشابور و بخارا و جز آنها اطلاعاتى دادهاند كه همهء آنها دليل بر رواج علم و ادب