اين هردو خط از خطوط سامى و براى عرب كاملا قابل تقليد بود . خط نخستين منشاء خط نسخ و خط دومين مبداء خط كوفى شد . توضيح آنكه متكلّمين به زبان سريانى در عراق چند قلم از خط سريانى مينوشتند كه از آنها « السطر نجيلى » بود و چنان كه از نام آن برميآيد براى كتابت اسفار كتب مقدس به كار ميرفت . اين خط را تازيان در قرن اول قبل از اسلام اقتباس كردند . ميگويند اين خط نخست در شهر انبار اقتباس و از آنجا بحجاز برده شد و مورد تعليم قرار گرفت چنان كه هنگام بعثت عدهيى از قريش كتابت به اين خط را ميدانستند . اين خط را در آغاز خطّ حيرى و حجازى ميگفتند و بعد به كوفى معروف شد .
دو خط نسخ و كوفى هردو بعد از غلبهء اسلام ميان مسلمانان باقى ماند و ظاهرا اين هردو خط را باهم به كار ميبردند . خط نسخ بيشتر براى كتابت نامهها و امثال اين مورد به كار ميرفت و خط كوفى مانند خط سطر نجيلى بيشتر به كار كتابت مصاحف ميآمد و بعدها در تزيين مساجد و سكهها نيز مورد استفاده قرار گرفت .
خط عربى در آغاز امر بىنقطه و بىشكل بود ولى بنابر مشهور نخستين واضعين علم نحو يعنى ابو الاسود الدؤلى و نصر بن عاصم اشكال و اعجام را در آن وارد كردند .
تا اواخر عهد اموى انواع مهمى در خط عربى پديد نيامد ولى در دورهء بنى العباس كه عهد ورود كاتبان ايرانى در دستگاههاى دولتى است ، قلمهاى متعددى در خط ظهور كرد و خطّاطان مشهورى پديد آمدند و انواع مختلفى در خط بوجود آوردند مثلا ابراهيم الشّجرى از كاتبان اواخر قرن دوم قلم ثلثين و برادرش يوسف قلمرئاسى را كه باسم ذو الرياستين فضل بن سهل وزير مأمون مشهور شده و عبارت از قلم توقيع است بوجود آورد . شاگرد ابراهم يعنى احول محرّر كه از پروردگان برامكه بود چند نوع از خط را مثل نصف و خفيف و ثلث و مسلسل و رقاع و غيره اختراع كرد . از شاگردان احول ابو على محمد بن مقله ( م . 328 ) و برادرش ابو عبد اللّه حسن ( م . 338 ) هستند كه خط عربى بدست هردو كامل شد .
چون خط عربى با همهء اشكالات خود از خط پهلوى آسانترست به زودى بوسيلهء ايرانيان مسلمان يا كسانى كه با زبان عربى به نحوى از انحاء آشنايى مىيافتند قبول شد بخصوص كه اين خط از جهات مختلف مورد حاجت عامه بود . البته اين خط در ايران
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: ذبيح الله صفا
ص١٥٥