از ختلان آمذيه * برُو تباه آمذيه
آوار باز آمذيه * بيدل فراز آمذيه « 1 »
چنان كه ديده مىشود اين شعر هشت هجايى داراى قافيهء ناقص است و قرابت وزنى آن با اشعار درى در قرنهاى بعد آشكار مىباشد .
4 - شعر ابو الينبغى - ابو الينبغى عباس بن طرخان يكى از شاعران ايرانست كه به زبان عربى شعر ميساخته و در خدمت آل برمك ميزيسته است . از او دو بيت شعر در تأسف بر خرابى سمرقند در كتاب المسالك و الممالك ابن خرداذبه نقل شده است :
سمرقند كَندمَند * بذينت كى افگند
از چاچ ته بهى * هميشه ته خَهى « 2 »
از اين قطعه هرچهار مصراع شش هجاييست « 3 » .
اينها چند نمونه از اشعاريست كه در پارهيى از نواحى ايران در سه قرن اول هجرى و در فاصلهء ميان سقوط حكومت ساسانى و آغاز ادب فارسى درى سروده شده است .
غير از اين اشعار اشاراتى چند باسم شعرا يا باشعارى در نواحى مختلف ايران شده است كه در اين سه قرن وجود داشته مثلا در تاريخ بخارا بسرودهايى كه مردم بخارا در عشق سعيد بن عثمان سردار عرب بملكهء بخارا بلهجهء بخارى ساخته بود « 4 » ، و سرودهايى كه اهل همان شهر در ماتم سياوش داشتند كه مطربان آنها را « كين سياوش » « 5 » ميگفتند ، اشاره شده و باز در تاريخ طبرى نام شاعرى آمده است بنام محمد بن البعيث بن حبيس كه در سال 235 درگذشته و پيران مراغه اشعار فارسى او را ميخواندهاند و شاعرى ديگر
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى طبع قاهره ص 190 - 191 . معنى چنين است :از ختلان آمده است * با روى تباه آمده است
آواره بازآمده است * بيدل فراز آمده است( 2 ) - معنى چنين است : سمرقند آبادان - كه ترا بدين حال افگند ؟ - تو از چاچ بهترى - هميشه تو خوبى .
( 3 ) - راجع بابو الينبغى و احوال و اشعار او رجوع شود بمقالهء : ابو الينبغى العباس بن طرخان بقلم مرحوم مغفور عباس اقبال آشتيانى استاد فقيد دانشگاه تهران مجلهء مهر سال اول شمارهء 10
( 4 ) - تاريخ بخارا ص 48
( 5 ) - ايضا تاريخ بخارا ص 20