تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
و تشكيلات دربار ساسانى را پذيرفته بودند ، بعلوم آغاز شد . 2 - چون ايرانيان اهل نظر بوده و در دورهء ساسانى بر اثر رواج اديان و مذاهب مختلف و ايجاد بحثهاى دينى آشنا بتحقيق در مسائل دينى شده بودند در اسلام نيز بسرعت آغاز مباحثات شديد كردند و در كشاكش‌هاى مذهبى وارد شدند مانند قدريه و مجبّره و خوارج مشرق و غالب شعب شيعه و نزديك به تمام معتزله . . . و اين مبارزات مذهبى يكى از مهمترين علل توجّه مسلمين بعلوم شد . از طرفى ديگر ايرانيان اديان قديم و استوارى از قبيل دين مانوى و دين زرتشتى و دين مزدكى و دين مسيحى ( نسطورى ) و دين بودايى داشتند و از پيروان اين كيش‌ها گروه بزرگى با قبول جزيه در دين خود باقى ماندند و پس از ضعف نظامى مسلمين از اواخر عهد بنى اميه ببعد فرصت شروع ببحثهاى شديد با مسلمين يافتند و اين مباحثات شديد هم يكى از علل اضطرار خلفا در نقل فلسفه و علوم عقلى شد . 3 - چنان كه بعد از اين خواهيم ديد ايرانيان پيش از اسلام با علوم مختلف از قبيل فلسفه و رياضيات و طب آشنا بودند و پس از شروع نهضت و ترجمه در عهد اسلامى قسمت بزرگى از آنها را ، خواه آنها كه اصلا از يونانى و هندى به پهلوى نقل شده بود ، و خواه آنها كه مستقيما ايرانيان به پهلوى و سريانى نوشته بودند ، به زبان عربى نقل كردند و بسيارى از مؤلفان هم كه در حوزه‌هاى غير اسلامى ايران تربيت شده بودند ، در دورهء اسلامى بتأليف و تدوين مطالب علمى به زبان عربى دست زدند و از اينراه در پيشرفت علوم اسلامى سهم عمده‌يى بدست آوردند .

آغاز توجه مسلمين بعلوم عقلى

مسلمانان تا پايان قرن اول و قسمتى از قرن دوم هجرى يعنى در تمام دورهء خلفاى راشدين و خلفاى اموى در نواحى مختلف ممالك مجاور بفتوحات خود سرگرم بودند و ازينروى فرصتى براى توجه بكارهايى غير از مسائل نظامى و تشكيلات مملكتى نداشتند ولى از آن هنگام كه ساير ملل يعنى مردم ايران و عراق و قسمتى از آسياى صغير و ملل مجاور بحر الروم با مسلمين اختلاط يافتند و بتدريج در كارهاى مختلف حكومتى و اجتماعى دخالت كردند طبعا اطلاعات و آداب و افكار خود را بساير مسلمين