تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
جدل ( طوبيقا « 1 » ) - المغالطين يا حكمة المموّهة ( سوفسطيقا « 2 » ) - الخطابه ( ريطوريقا « 3 » ) - الشعر ( بوطيقا « 4 » ) .

تازيان و علوم عقلى

از مطالعه در تواريخ و كتب چنين نتيجه مىشود كه عرب در صدر اسلام و قسمت بزرگى از دورهء بنى اميه مطلقا توجهى بعلوم عقليه نداشته و كتاب اللّه و سنّت رسول را براى سعادت دارين كافى ميدانسته و بمسائل ديگر نميپرداخته است . نقل قول حاجى خليفه در اين مورد كافى به نظر ميرسد كه گفته است : « عرب در صدر اسلام بهيچيك از علوم مگر به زبان خود و معرفت احكام اسلام و فن طبّ كه بر اثر حاجت عموم نزد برخى از افراد آن قوم موجود بود به چيز ديگر توجّه نداشت و اين عدم توجّه از باب حفظ قواعد اسلام و دور داشتن عقايد مسلمين پيش از رسوخ و استوارى بنيان ايمان ، از خللى بود كه نتيجهء نفوذ علوم اوائل است تا آنجا كه روايت ميكنند مسلمانان آنچه كتاب در فتوحات بلاد يافتند سوختند و همچنين نظر در تورات و انجيل هم ممنوع بود تا اتحاد و اجتماع كلمه در فهم و عمل كتاب اللّه و سنّت رسول حاصل شود و اين حال تا آخر عصر تابعين دوام داشت و از آن پس اختلاف آراء و انتشار مذاهب رواج يافت و توجّه بتدوين بميان آمد . « 5 » « صحابه و تابعين بر اثر خلوص نيّتى كه ببركت صحبت رسول اللّه داشتند و قرب عهد او و قلّت اختلافات و امكان مراجعه بثقات ، از تدوين علم شرايع و احكام مستغنى بودند تا آنجا كه برخى از آنان از كتابت علم كراهت داشتند و در اين باب به آنچه از سعيد الخدرى روايت شده استناد كرده و گفته‌اند كه او از پيامبر اذن كتابت علم خواست امّا پيغامبر او را اجازت نداد و از ابن عبّاس روايت كرده‌اند كه او كتابت را نهى كرده و گفته بود هركس كه پيش از شما بكتابت دست زد گمراه شد و مردى نزد عبد اللّه بن عباس رفت و گفت من كتابى نوشته‌ام و ميخواهم بر تو عرضه كنم و چون به دو نشان
هامش
( 1 ) -Topica( 2 ) -Sophistici Elenchi ( les refutations sophistiques )( 3 ) -Rhetorica( 4 ) -Poetica( 5 ) - كشف الظنون چاپ تركيه ج 1 ص 33