تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
داد از وى گرفت و به آب شست . وى را گفتند چرا چنين كردى ؟ گفت زيرا هنگامى كه اطلاعات خود را نوشتند بكتابت اعتماد ميكنند و از حفظ دست ميكشند و علمشان از ميان ميرود . » بدين سبب مىبينيم عرب هرگاه هنگام فتوحات خود بكتبى دست مىيافت بسوختن و نابود كردن آنها مبادرت ميورزيد . هنگامى كه عمرو بن العاص مصر را فتح كرد و بر ذخائر علمى اسكندريه دست يافت بفرمان عمر آنها را سوخت و در ايران نيز فاتحان عرب از نظاير اين اعمال خوددارى نكردند و سعد بن ابى وقاص بفرمان خليفه خزانه‌هاى كتب ايران را از ميان برد . « 1 »

تأثير ايرانيان در تدوين علوم عقلى

در مدّتى بيش از يك قرن كه حكومت و سياست و سيادت در دست عرب بود نه‌تنها توجّه و اقبالى اساسى بعلم صورت نگرفت بلكه عرب اشتغال بعلم را مهنهء موالى و شغل بندگان ميدانست و از آن كار ننگ داشت و به همين سبب تا آن روز كه جز نژاد عرب حكومت نداشت اثرى از روشنى علم در عالم اسلام مشهود نبود و پس از آنكه با غلبهء عنصر ايرانى و برانداختن حكومت اموى و تشكيل دولت عباسى نفوذ ملل غير عرب در دستگاه خلفا شروع شد توجّه بعلوم نيز آغاز گشت . ابن خلدون ميگويد « 2 » : « از امور غريب يكى اينست كه حاملان علم در اسلام غالبا از عجم بودند خواه در علوم شرعى و خواه در علوم عقلى و اگر در ميان علما مردى در نسبت عربى بود در زبان و جاى تربيت و پرورش از عجم شمرده ميشد و اين از آن روى بود كه در ميان ملّت اسلام در آغاز امر علم و صنعتى بنا بمقتضاى سادگى و بداوت آن وجود نداشت و احكام شريعت و اوامر و نواهى خداوند را رجال بسينه‌ها نقل ميكردند و مأخذ آن را از كتاب و سنّت به نحوى كه از صاحب شرع و اصحاب او گرفته بودند ميشناختند . در اين هنگام تنها قوم مسلمان عرب بود كه از امر تعليم و تأليف و تدوين
هامش
( 1 ) - رجوع شود باخبار الحكماء قفطى چاپ مصر ص 233 - تاريخ التمدن الاسلامى طبع چهارم ج 3 ص 41 - 47 . كشف الظنون ج 1 ص 446 ( 2 ) - مقدمهء ابن خلدون چاپ مصر ص 543 - 544