تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
پاى عزيمت در ركاب سمند ظفرپيوند آورده ، رايات عزيمت و اجلال بر اوج افلاك افراخته ، امن‌آباد گجرات را - كه چهار فرسخ دور از بلدهء دار السلطنهء لاهور است - مضرب خيام كيوان‌احتشام ساختند . معين الملك به دريافت صورت حال و معلوم نمودن كيفيت‌مآل ، از خواب غفلت بيدار و از نشئه غرور پيش از خمار هشيار شده ، با كثرت جمعيت و وفور سامانى كه داشت ، خود را مرد ميدان غازيان تهمتن‌توان نيافته ، عرايض مشتمل بر لوازم عجز و استكانت ، مصحوب مولوى عبد اللّه به درگاه خلايق‌پناه فرستاده ، چند نفر از اعيان لاهور و اقسقالان آن ملك موفور السرور را به خدمت اشرف روانه كرده ، دست به دامن تضرّع و استيمان زده ، عرض و تعهّد نمود كه مداخل و محاصل چهارمحال ، به دستور ايام نادر شاه فصل به فصل و سال به سال بلاتعلّل و اهمال ، داخل خزانهء عامرهء شاهى مىنموده باشد و از اين عهد و پيمان كه مؤكد به رسوخ عقيدت و ايقان است ، تخلف و انحراف نورزد و نيز استدعا كرد كه رايات عاليات از امن‌آباد معاودت فرمايد ، به موضع و قريه‌اى از قراى ممالك مزبوره از تاخت‌وتاز افواج منصوره اذيت و اضرار نرسد . از آن‌جا كه رحم و مروت از به دو خلقت شيمهء كريمهء ذات قدسىصفات آن حضرت است ، على الخصوص در حق كسانى كه به عجز و الحاح پيش آيند و به اميد دستگيرى ، به دامان دولت ابدنشان تمسك و تشبت نمايند و نظر بر اين‌كه به اقتضاى بلندى طبع ، التجاى دشمن تيره‌خيال را پذيرا نساختن و خصم باطل‌سگال را عند العجز ، به عفو تقصيرات و صفح زلات ننواختن ، بعيد از شيوهء فتوت و علوّ همت مىدانند ، بعد از گذشتن پيش‌كش‌هاى نمايان از نظر مرحمت‌اثر و رسيدن تحف و ارمغان به دربار جهان‌مدار فيض‌گستر ، مطالب و مدعيات معروضهء او فايز به درجه قبول و عهود و مواثق به شرف تأسيس و توثيق موصول گرديد و به عطاى خلعت فاخرهء گرانبها و سرپيچ مرصع آفتاب‌ضيا ، تارك مباهات او را فرقدان‌سا فرمودند .

[ وقايع سال سيّم ]

وقايع سال سيّم جلوس خاقانى مطابق سال سلان‌ئيل تركى موافق سنهء 1162 هجرى

در اين ايام ميمنت‌آثار كه فصل بهار و موسم سبزبختى صحرا و گلزار بود ، پادشاه بلنداقبال ، الويهء جاه و جلال از دار السلطنهء لاهور برافراختند و در ساعتى فرخنده و زمانى خجسته ، عنان يكران جهان‌پيما را به صوب دار السلطنهء كابل منعطف ساختند و آن