تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
باديهء اضطرار را در چنين حالتى - كه آفات گوناگون به آن‌ها رو داده - خسته‌دل و خشك‌لب گذاشتن نپسنديده و كام جان بىقراران را به زلال مكرمت سيراب نساختن ، بعيد از آئين مروت ديده ، از در سخت‌گيرى و ابا و استنكاف درنيامده و على قلى خان را به شمول انظار عنايات خاقانى رخصت انصراف ارزانى داشته ، حسب الاستدعاى دولت‌خواهان صواب‌انديش - كه مانند ركاب ، چشم به راه پاى عزيمت بودند - رايات مراجعت برافراشته از راه ملتان و ديره‌جات و هزار درخت بنگشات عازم دار السلطنهء كابل شدند . و از سوانح غريبه كه در اثناى راه روى داد آنكه چون موكب همايون ، ظلّ ورود بر آب اتك انداخت ، شفقت خان درّانى وزير سركار خاصه شريفه ، به سبب خيانت‌هايى كه از او به ظهور رسيده بود ، مورد عتاب سلطانى گرديده و از دولت ملازمت ممنوع گشته ، حكم قضا توأم به حبس او صدور يافت ؛ ليكن مطمح‌نظر خيريت‌اثر مهرگستر چنان بود كه مشار اليه را چند روزى به سزاى اعمال متنبه ساخته ، باز مشمول عنايات خديوانه فرمايند . او به اين لطف مخفى پىنبرده و بىتابى كرده ، روزى كه موكب اقبال از آب اتك عبور مىفرمود خود را به آب انداخته رخت هستى به سيلاب فنا داد .

[ وقايع سال دوم ]

وقايع سال سعادت‌اشتمال دوم مملكت‌آرايى اين فرازندهء لواى جهان‌گشايى مطابق سال لوىئيل تركى موافق سنهء هزار و صد و شصت و يك هجرى

در آن زمان ميمنت‌اقتران كه قدوم عشرت‌لزوم ايّام بهار و آوان نزهت‌توأمان ابتسام رياحين و ازهار ، رونق‌افزاى فضاى حديقهء روزگار و چهره‌گشاى پردگيان خلوت‌كدهء گلزار گشته ، بساط زمين را از دمانيدن گل‌هاى رنگارنگ ، بوقلمون و بسيط جهان را از صورت دادن نقوش گوناگون ، جلوه‌گاه بدايع و نوادر صنع قادر بىچون داشت ، شاه ملك‌سپاه فلك‌احتشام ، عنان گلگون صبارفتار نسيم‌خرام را از سير سواد هندوستان كه ديار وحشت‌آثارش از هواى شعله‌بار ، نه عالىطبعان لطيف‌مزاج را جاى خوش نشستن و زمين شوره‌زارش از فرط خس و خار ، نه بلندفطرتان نازك‌دماغ را مقام دل‌شگفتن است ، منعطف گردانيده ، نزهتكدهء كابل را كه از وفور سبزه و گل ، بهشتى است نهمين بر روى زمين و از جوش آب‌هاى خوش‌گوار و شيرين نشاطافزاتر از مل ، بحريست متموّج از ماء