تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
روز ديگر كه اولياى دولت را چون صبح نوروز ، مژده‌رسان افتتاح ابواب مسرت و فيروزى و اعداى فتنه‌اندوز را مانند شب قيامت نشان بدحالى و تيره‌روزى بود ، گلوله‌انداز قضا در كمين نشسته و به جانب هر يكى به موجب حكم آسمانى شصت بسته ، به هركس هرچه قسمت بود ، بىخطا مىرساند و هنگام گلوله انداختن مقوله « النصيب مصيب و لو كان تحت الجبلين » به زبان حال مىخواند ، گلوله‌هاى بىدرنگ از توپ و بادلج و جزاير و تفنگ ، بر سر و صورت هنديان بىنام‌وننگ ، در آن معركهء جنگ ، از هر طرف مانند سنگ مىخورد و بناى ثبات قصر حيات آن آرزومندان ممات را دم‌به‌دم به زور صدمات از پاى درمىآورد . از آن جمله گلولهء توپ جان‌ستان چون بلاى آسمان و آفت ناگهان ، بر خيمه‌اى كه قمر الدين خان وزير هندوستان منزل و مكان داشت فرود آمد و پردهء سقف خيمه را شكافته و برهم زده بر زمين افتاده و بىدرنگ از آنجا به هوا رفته به پهلوى او خورده ، پيغام اجل به گوش خان مومى اليه رسانيد و مضمون
« فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » *
خاطرنشان حضار مجلس آن آماجگاه تير قضا گردانيد .
قضا را يكى گلّه‌اى ناگهان * رسيده به دستور هندوستان به يك لحظه آن پيشواى نبرد * شد از گرمى گلّهء توپ ، سرد تو گويى كه اين آفت ناگهان * شده بهر او نازل از آسمان
بعد از كشته شدن قمر الدين خان ، شاهزاده و اركان دولت او ، در لجّهء تفكر و ورطهء تحير فرورفته ، آخر سر از گريبان فكر برآورده ، به انعقاد محفل مشورت چاره‌جو گرديدند و تمامى امرا ، مصلحت كار چنان ديدند كه مردن قمر الدين خان را كه موجب وهنى عظيم و اهل لشكر را باعث تفرقه و خوف و بيم است ، مخفى داشته قبل از آنكه اين خبر در معسكر منتشر شود ، به هيئت اجتماعى بر لشكر ظفرپيكر حمله‌آور شوند . بر وفق اين مشوره شاهزاده ابو المنصور خان را كه در نيشابور سلالهء دودمان اعيان و در هندوستان نيز سردار ذى شوكت و عالىشان بود و به ارجاع خدمت داروغگى توپخانه و نظامت صوبهء اوده و جمعيت سى چهل هزار سوار قزلباش و غيره سرافراز و از امراى ذىشان آن دولت امتياز داشت ، مدار المهام در خانه و صاحب اختيار سركار خود و سپهسالار لشكر ساخته ، مقرر نمود كه توپ‌هاى بزرگ را - كه بر اطراف اربعهء سنگر چيده بودند - برجا گذاشته و باقى آتش‌خانهء سبك‌بار از قبيل توپهاى جلو و بادلج و جزاير و بان همراه برداشته به ارادهء مقابله از سنگر بيرون روند .