تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
وسواس ، مراجعت به‌سمت سرهند نمودند .
به شهزاده چون اين حكايت رسيد ، * ز اندوه سر در گريبان كشيد از اين ماجرا تا خبردار شد ، * در انديشه چارهء كار شد پى مصلحت با اميران نشست * بپرسيد از ايشان چه تدبير هست همه عرض كردند با صد نياز * كه بايد به سرهند برگشت باز به تدبير حضّار ، شهزاده زود * دگر سوى سرهند رجعت نمود
خديو ثرياجناب نيز با قشون ظفرانتساب ، بعد الفراغ از فتح سرهند و استماع خبر مراجعت شاهزاده به جانب لشكر فيروزىمآب ، سوار سمند آسمان‌پيوند هلال‌نعل خورشيدركاب شده متوجه رزمگاه گرديدند .
شه درّ درّان ز فتح حصار * چو شد فارغ از لطف پروردگار پى جنگ شهزاده بسته كمر * به اقبال و با نصرت و با ظفر خبر تا ز برگشتن او شنيد * سر راه او زود لشكر كشيد
القصه هنگام ظهر تلاقى فئتين و مقابلهء فريقين ، اتفاق افتاد و محاربهء صعبى كه كارنامهء رستم و اسفنديار و گرمى هنگامهء سام‌سوار را شررى از آن معركهء آتش‌بار توان گفت ، رو داد .
يلان از دو جانب كشيدند صف * گرفته همه تيغ و خنجر به كف ز آواز توپ و صداى تفنگ * همى باختى زهره ، شير و پلنگ ز گرد ستوران در آن رزم‌گاه * شده تيره رخسار خورشيد و ماه در آن روز تا شام كردند جنگ * به شمشير و تير و به توپ و تفنگ
آخر بهادران ظفرتوأمان ، به حملات رستمانه و يورش‌هاى مردانه ، فوج اعادى را از پيش برداشته و رايات غلبه به زور بازوى دلاورى به ميدان افراشتند . پاى استقرار و استقلال افواج مقابل متزلزل و اسب و اسلحهء بسيار از سركار شاهزاده و لشكريان هزيمت‌آماده ، نصيب غازيان قوىدل گرديد . در آن روز طاقت‌سوز آتش ضرب و حرب تا غروب آفتاب عالم‌افروز شرراندوز بود . بعد از ظهور علامت ظلمت شب تيره‌رخسار و منتفى شدن نايرهء كارزار ، شهريار كامكار با كمال تمكين و وقار و سطوت و اقتدار ، به باغ شالامار - كه مضرب سرادقات گردون‌آثار بود - توجه فرمودند و پادشاه‌زاده و امراى هندوستان با افواج بىحدّ و پايان ، نيز به فاصلهء هفت‌كروهى فرود آمده و اطراف لشكر و گرداگرد
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 89 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى