تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
رسيده به عرض خديو زمان * كه شهزادهء ملك هندوستان به فوج گران‌سنگ از بهر جنگ * روان همچو دريا شده بىدرنگ وزير و خوانين هندوستان * به همراه شهزاده گشته روان ز درياى سرهند بگذشت زود * به حدّ دوآبه نموده ورود به نه منزل اردوى شهريار * رسانده است خود را پى كارزار به سرهند در قلعه يكسر گذاشت * زر و سيم و چيزى كه همراه داشت چو دانست خاقان آفاق‌گير * كه دشمن پى رزم آيد دلير ز راى متين و ز عزم درست * نشد پاى اقليم‌گيريش سست به فرّخ‌ترين ساعتى جم اساس * بجنبيد با لشكر بىقياس به رفتن چو كوه قيامت شكوه * قيامت شود چون بجنبيد كوه ز نعل ستوران كه در راه بود * زمين ، آسمانى پر از ماه بود روان گشت آن شاه گيتىستان * به ايلغار با لشكر بىكران
به مجرد استماع اين خبر ، خديو مهر افسر بلنداختر ، عنان يكران عزيمت را به صوب سرهند معطوف داشته ، به تفاوت سه فرسخ از معسكر شاهزاده به‌طرف پايين دريا از معبر لودهيانه عبور فرموده و چهار منزل راه در عرض يك شب بر سبيل ايلغار پىسپر مواكب تعجيل نموده ، به محاصرهء قلعهء سرهند پرداختند و سفينهء طاقت و قرار قلعگيان برگشته‌بخت نگون‌سار را از احاطه افواج بحر امواج ، در گرداب تزلزل و اضطراب انداختند .
سه فرسخ ز اردوى شهزاده دور * ز درياى سرهند كرده عبور رسيدند همراهيان ركاب * بر اطراف آن قلعه با صد شتاب مگو قلعه ، گو آسمان بلند * مه و مهر را كوته از وى كمند سر كنگرش بر فلك كرده راه * شده ارهء فرق خورشيد و ماه
بهادران فيروزىلوا ، به موجب اشاره و الا ، يورش برده به حملات دشمن‌شكن و صدمات كوه‌افكن ، رايات سطوت و استيلا بر فراز آن حصار محكم‌بنا برافراختند و مستحفظان آن مكان را به رهنماى تيغ بىدريغ روانهء ديار عدم ساختند .
چنين حكم صادر شد از پادشاه * كه آرد يورش بر سر آن سپاه بشد حمله‌آور ز هر سو يلان * بر آن قلعه از حكم شاه زمان