تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
از صدمهء سيلاب لشكر ظفرپيكر پادشاه بحر و بر ، در مأمن عافيت آسود . بعد از فرار ناصر خان و گرفتار شدن اولاد و احفاد و منتسبان او در دست دليران ظفرنشان كه حضرت خاقان ممالك‌ستان در الكاى پيشاور نزول اجلال داشته همت والانهمت به ترفيه احوال سكنه و اهالى آنجا به داد و دهش كافهء رعايا و ترتيب و پرورش عامه برايا و خلايق‌پرورى و معدلت‌گسترى گماشته بودند - به اخبار مخبران و انهاى منهيان ، به عرض ايستادگان پايهء سرير سپهربنيان رسيد كه از اشتهار خبر جلالت اثر جلوس ميمنت‌مأنوس بندگان اعلى حضرت بر تخت فيروزبخت سلطنت و انتشار آوازهء جهانگيرى و ممالك‌ستانى خديو قدرقدرت ، محمد شاه پادشاه هندوستان در لجهء تفكر و بحر تحيّر فرورفته ، انديشه‌مند گرديده تا يك ماه با امناى دولت و امراى ذىشوكت ، انجمن‌آراى مشاوره و مصلحت بوده ، آخر تهيهء قشون كثير التعداد و توپخانهء سنگين موفور المواد نموده ، شاهزاده احمد ميرزا پسر خود را به اتفاق قمر الدين خان وزير و منصور على خان داروغهء توپخانه و سادات خان بخشى و راجه اسيرى ولد جىسنگه ، سردار قشون راجپوتيه و ديگر اميران نام‌دار ، با جمعيت بىشمار به‌سمت لاهور روانه ساخت و شاهزاده با فوج از حد زياده قريب چهارصد هزار سوار و پياده ، به همراهى او مستعد و آماده شده بودند ، رايت عزم به جانب مقصد افراخته و چون آوازهء حركت او از شاه جهان‌آباد به پنجاب رسيده ، شاه‌نواز خان - كه از شاهراه اطاعت سلاطين هندوستان انحراف ورزيده و نقش ديگر بر صفحهء خاطر كشيده بود - از خبر توجه شاهزاده مذكور ، با فوج و سامان غيرمحصور ، به‌طرف لاهور ، در باطن خايف و هراسان گرديده و در ظاهر عريضه‌اى مشتمل بر مضمون كه فزون از مرتبه حوصلهء او بود ، به خدمت پادشاه والاجاه محمد شاه نوشته ، معروض داشت كه بندگان اعلى شاهى ظل اللهى ، در ركاب سعادت‌انتساب ، جمعيت چندان ندارند و به ملاحظهء كثرت افواج كه با من هست ، يقين كه قدم به حدود پنجاب نمىگذارند . اگر لشكر منصور از اتك عبور نمايد ، بنده از عهدهء مدافعهء ايشان به آسانى برمىآيد . قدوم شاهزاده براى كارى كه از نوكران صورت تمشيت تواند گرفت ، لزوم ندارد و هم اين ملك كه به سعى و كوشش زياد و پاره‌اى آباد شده ، از ورود جنود متكاثره باز رو به ويرانى مىآرد . لهذا محمد شاه محافظت ملك پنجاب را محوّل به او نموده و ميرزا احمد كه در طى منازل و مراحل تعجيل مىنمود ، قريب به سرهند متوقف گرديد و پاى اراده در دامن تأنى و تأخير كشيد .
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 83 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى