تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

در بيان توجه موكب ظفرانتساب به صوب پنجاب و مسخر شدن آن مملكت به‌دست بندگان ركاب خاقان مالك‌رقاب

چون شاه‌نواز خان پسر زكريا خان بعد از فوت پدر و دستگير كردن يحيى خان برادر كلان خود - كه از جانب پادشاه هند به حكومت دار السلطنه لاهور مأمور بود - به تحريك مواد فاسدهء نخوت و غرور خودسر و مغرور و قابض متصرّف ممالك پنجاب به غلبه و زور گرديد و مال بسيار از تركه پدر و جد ، يعنى عبد الصمد خان ناظم صوبهء تهته و ملتان - كه چهل سال حكومت اين ولايات زرخير بلا استقلال داشته و مبالغ خطيره از حصر زياد و بيرون از تعداد اندوخته بود - به‌دست او رسيده به موجب اين بيت
كثرت زر مىكند دل را سياه * آخر اين صفرا به سودا مىكشد
و از غلبهء سودا ، خيالات باطله را به خاطر راه داده و از طريق عاقبت‌بينى و مآل‌انديشى دورافتاده ، دود هواى سلطنت در كاخ دماغش پيچيده و به‌جهت حصول اين مامول ، تدبير با خود انديشده به دانه‌ريزى احسان ، دام مكر و تزوير چيده ، با رعاياى مال‌دار و مردم فال‌گذار لاهور ، از غنى و مفلوك ، مسلك حسن سلوك و رفق و دلاسا به آئين ملوك پيش‌گرفته ، در تفتيح ابواب مداخل و تكثير وجوه محاصل كوشيده ، رفقا و همراهان را فراخور حال هريك مراعاتى نموده ، مستعد انصرام مدعا و اميدوار ديگر رعايتهاى عليا مىساخت و بعضى اسباب دولت و احتشام و عظمت ، مثل تعمير برج مثمّن در خانه و تيارى خيمه‌هاى سرخ ملوكانه - كه در هندوستان مخصوص پادشاهان والامقام است - با ديگر چيزهاى محتفى مهيا كرده و بساط سلطنت گسترده ، به انتظار وقت و فرصت ، شطرنج غايبانه به خيال مىباخت و در اين وقت كه ناصر خان از ضرب دست بهادران گريخته به كمال يأس و خسران ، از راه جنگل و كوهستان ، به‌سمت هندوستان شتافت و آوازه جهانگيرى و ممالك‌ستانى حضرت ظلّ سبحانى در اطراف آفاق اشتهار يافت و طنطنهء كوس نهضت به جانب لاهور ، [ به ] گوش مست و مخمور آن ديار پر سرور برتافت ، شاه‌نواز خان به حال خود سراسيمه و هراسان گشته ، عريضه‌اى مشتمل بر ضراعت و انكسار به بارگاه گردون‌آثار فرستاده ، اظهار عقيدت و اخلاص فراوان و تصميم ارادهء دولت‌خواهى نسبت به بندگان آستان فلك‌شان نمود و به اين وسيله چندى
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 82 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى