تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
نصرت‌شعار را در ركاب ظفرانتساب گرفته به طريق ايلغار ، متوجه مقصد گرديده سى فرسخى راه در يك شب طى نموده ، هنگام سطوع سپيدهء سحر و طلوع بارقهء خورشيد انور ، كنار دريا را چون افق سپهر اخضر ، مشرق انوار افسر آفتاب‌زيور فرمودند و قراولان خبرت‌انتساب ، به تفحص و تجسس پاياب ، در اطراف و اكناف بحر سورت‌مآب مأمور شدند . از آنجا كه تائيدات ايزد خلّاق پيوسته شامل حال خديو آفاق مىباشد و به سعى و اهتمام كاركنان قضا و قدر ، اسباب فتح و ظفر از براى اين برگزيدهء خالق اكبر هميشه آماده و ميسر مىگردد ، در اين وقت كه افواج بحر امواج به كنار رود اتك وارد گرديده به جستجو و تلاش معبر به هر طرف مىدويدند ، از حسن اتفاق قراولى از آنها به جايى رسيد كه دريا به پنج شعبه منقسم گشته و آب آن تنك شده ، از هر شعبه به يك طرفى افتاده و از جزر و مد و تلاطم بىحد و حدود ايستاده بود . چون آن خبر مسرت‌نشان از روى عرض و انهاى قراولان به سمع همايون خاقان كشورستان رسيد ، به ابرش سوار صرصرشتاب ، حكم شد كه اسب بر آب زده و از هر پنج شاخ دريا به احتياط گذشته و خبر از عمق و زور آب آورده و حقيقت حال را معروض استادگان پيشگاه عزّ و جلال دارد . فى الفور آن سوار جرّار ، كمر به امتثال امر شهريار عالىتبار استوار ساخته ، عنان تكاور به دليرى تمام به آب سپرده و از هر پنج شعبه به سهولت عبور كرده و به همان پا بازآمده ، خبر موافق اظهار قراولان آورد . اعليحضرت بر وفق قانون حزم و احتياط كه همه كس را در همه چيز لازم ، خصوصا سلاطين عالىمقدار را كه وجود مقدس‌شان جسم عالم را جان و سررشتهء خير و فلاح جهانيان وابسته به حركات و سكنات ايشان است ، مراعات قانون خبرگيرى و خبردارى در اين قسم مواقع عظيم الخطر و مواضع محتمل الخير و الشر ، واجب و متحتّم مىباشد ، بر اخبار اين يك نفر سوار اكتفا نفرموده ، چند نفر ديگر براى تحقيق و تصديق خبر تعيين نمودند . اينها نيز رفته عرض و عمق هر پنج شعبهء آب را به پاى آگاهى پيموده و بر همه اطراف و جوانب نظر تأمل و تعمق گشوده ، آنچه ديدند آمده به عرض اشرف رسانيدند . چون عرض منهيان لاحق با خبر مخبران سابق صادق مطابق افتاد ، حضرت خديو قدرقدرت ، همان وقت بر اشهب دولت ركوب فرموده آن معبر فرخنده‌اثر را از فيض عبور كرامت‌ظهور ، رتبهء همسرى به نه بحر اخضر بخشيدند .
شه درّ درّان دريانوال * به دريا روان شد به عزّ و جلال
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 79 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى