تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
و قلّت جمعيت بندگان خود انديشه نفرموده و دست توكل به مضمون
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
محكم و به متكاى عنايت الهى تكيه داشتند و چشم از اسباب ظاهرى پوشيده ، بناى كار بر ظهور لطيفهء غيبى گذاشتند . روز ديگر كه خسرو زرين‌كلاه مهر از قلعه چارم سپهر ، رايت جهانگيرى و لواى دشمن‌شكنى برافراخت و مواكب كواكب را از بارقهء تيغ آتشبار شعشعه ، متفرّق و معدوم ساخت ، همت والاى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى به دفع آن هنگامه پرداخته ، به استظهار جنود نامحدود غيبى و اعتضاد جيوش ظفر به دوش سماوى ، به قصد مدافعه سوار به اقبال قاهر و طالع باهر و قليل از جمعيت حاضر در جنگ ماهر ، از شهر به جانب دشمن مبتلا به قهر ، جلوه طراز ادهم عزم و علم‌افراز ميدان رزم گشته ، صف بسته به تزك و آيين شايسته روانه گرديدند .
خديو جهاندار والانژاد * كه بودش به فضل خدا اعتماد به فوج قليلى كه همراه داشت * پى رزم ، رايات كين برفراشت خدا ياور و بخت ، همراه او * ظفر ، سايه‌پروردهء جاه او
و اعداى تيره ايام نيز دسته‌هاى سپاه آراسته و به استعداد تمام كمر خصومت بسته قدم جرأت در ميدان گذاشتند .
گروهى مخالف به فوج كثير * پى جنگ بودند از بس دلير به ميدان هيجا صف‌آرا شدند * براى خصومت مهيّا شدند نه شان را ز تأييد غيبى خبر * نه از زور اقبال خاقان حذر
القصه قراولان طرفين به يكديگر رسيده فيما بين مجادله واقع گرديد . قراولان موكب اقبال به حملات مردانه و صدمات دليرانه ، قراولان مخالفان را از پيش برداشته پس نشانيدند و جملگى را گريزانيده به قلب ايشان رسانيدند . چون اعلام نصرت‌فرجام همايون نزديك به اعدا رسيده و گرد سم ستور شهريار كامكار سرمهء چشم احباب دولت گردون‌اقتدار و غبار ديدهء خصم تيره‌روزگار گرديد ، تزلزل در بنيان استقلال مخالفان افتاده رنگ از رو و هوش از سر ايشان پريد .
به يك بار در عرصهء رزم‌گاه * نمودار شد چون علم‌هاى شاه صف لشكر دشمنان زهره باخت * كه هيهات ، اقبال با ما نساخت سراسيمه كردند گم دست و پا * نه عقل و نه هوش و نه دانش به جا