عفو مقرون فرموده ، بعد از چندى به رتبهء توپچىباشىگرى ديوان اعلى بين الاماثل و اكفا ، مفخر و سرافراز نمودند .
در بيان وقوع محاربه فيما بين لشكر ظفرپيكر سلطانى و جنود مخالفان طوايف درّانى و ظفرياب شدن ملازمان ركاب خاقانى بر سالكان مسالك نادانى
به تأييدات ربّانى خبر كشته شدن نور محمد عليزيى و ميانداد خان اسحقزيى ، به گوش باطل نيوش محبت و مانو و رفقاى معرّا از هوش ايشان رسيد . خواطر پرنفاق ارباب شقاق از آتش اندوه قتل و افتراق اهل وفاق احتراق يافته ، به گرم ساختن هنگامهء فتنه كمر اتفاق محكمتر بستند ، به مضمون اينكه « صيد را چون اجل آيد ، سوى صيّاد رود » ، با جمعيت تمام و ازدحام مالاكلام به داعيهء خونخواهى و انتقام ، رو به جانب درگاه شاهى آورده ، در چهار فرسخى بيرون شهر در قريه دهزنه خان نشستند .
بعد از اشتهار خبر آمدن اعداى سيهروزگار به چهار فرسخى شهر قندهار ، از دربار شهريار كامكار ، عبد الحميد خان درّانى با فوجى از مبارزان نامدار و كارآگهان عرصه كارزار ، تعيين گرديده مقرر شد كه پيشتر رود تا فردا كه بندگان اعلى به نفس نفيس سراپا تقديس ، آهنگ ميدان فرمايند ، به قانون سپاهيگرى به آن جماعت ضلالتشعار ، شعلهافروز حرب و پيكار شود . عبد الحميد خان حسب الفرمان جهاندار كشورستان ، رو به محل ورود مخالفان كرده ، در برابر اعادى صفآرايى نمود و از آنطرف نيز فوج بسيار به مقابلهء افواج شاهى رايات مخالفت و كينهخواهى افراشته و عبد الحميد خان طاقت مقاومت نياورده ، پس نشسته پناه به درگاه عالمپناه برده ، چگونگى كثرت و عدّت مخالفان را به عرض باريابان آستان سپهربنيان رسانيد . هرچند همگى و تمامى رؤساى نامى و سپاه ايل جليل درّانى به خودكامى در اين معامله با مخالفين دولت ابدقرين شريك و رفيق بودهاند و معدودى از هواخواهان يكرنگ و فدويان بىمكر و نيرنگ ، مثل شاه ولى خان درّانى باميزيى كشيكچىباشى و عبد اللّه خان فوفلزيى ديوانبيگى و حاجى نواب خان اليكوزيى ، صاحبجمع صندوقخانهء سركار خاصه شريفه و شاهپسند خان ميرآخورباشى و برخوردار خان اچكزيى قابوچىباشى و محبت خان ضبطبيگى و جعفر خان فوفلزيى قوللر آقاسى و بعضى ديگر از بندگان وفاكيش و جانبازان صداقت و