تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
فدويّت و دولتخواهى در تقويت و استحكام بنيان سلطنت و پادشاهى از آنها به ظهور مىرسيد ، به انعامات خسروانه و عطيّات ملوكانه نواخته ، از امثال ممتاز گردانيدند و از بخشش عامّه و نوازش تامّهء آن حضرت ، امير و فقير و صغير و كبير و برنا و پير و دوست و موافق و مخالف و منافق كامياب گرديده ، آوازهء بذل و احسان به اطراف جهان رسيد . محمد تقى خان و ناصر خان كه احوال‌شان سابقا نگاشته قلم وقايع رقم شده ، عريان و بىسامان خود را به بارگاه خلايق‌پناه رسانده بودند ، هركدام به مرحمت خلعت قيمتى و يكصد تومان تبريزى به رسم انعام سرافراز گرديد .

در بيان مخالفت و ياغيگرى جماعت بريجى و ترينى و تعيين شدن محبت خان و مانو خان درّانى از درگاه ظلّ سبحانى به تنبيه آن بدمستان بادهء غرور و نادانى و متفق گرديدن آنها به ارباب بغى و عصيان و ظهور نمك‌حرامى از نور محمد غلزايى و رفقاى وى

در آن هنگام ميمنت‌فرجام و ايام سعادت انجام كه افسر خلافت از تارك مبارك خديو جهان‌گشا و تاج سلطنت از فرق فرقدان‌ساى اشرف اعلى ، درجهء عزّ و اعتلا يافت و سرير فرماندهى به جلوس خسرو عالم‌آرا و پاىبوس خاقان كشورگشا مرتبه عزّ و علا حاصل نموده ، آفتاب اقبال بىزوال بندگان درگاه معلّى در ساحت ارض و سما تافت ، نظم
ولايت ز عدلش پرآوازه گشت * ره و رسم فرماندهى تازه گشت
فرمان واجب الاذعان قضا جريان به احضار رؤساء و ريش‌سفيدان ايلات و حكام و بگلربيگان و سرداران ولايات ، در حضور فايض النور ، شرف صدور يافته مقرر شد كه هر يك از سران عقيدت‌انديش با جمعيت و تبعهء خويش ، به پايه سرير خلافت‌مصير آمده ، سرمايهء سعادت جاودانى اندوزد و به اقتباس انوار و لوامع اين دولت ساطع ، چراغ كاميابى دو جهانى افروزد .
به حكمش رقم گشت هرسو روان * چو وحيى كه نازل شود ز آسمان به مردم رسيده چو فرمان او * دل و جان نمودند قربان او در حكم آن شاه با داد و جود * شد آويزهء گوش هركس كه بود
اكثرى از اصحاب سعادت و اقبال به رهنمونى طالع فرخنده‌فال ، ادراك دولت لايزال و ملازمت ملازمان درگاه سپهر مثال را واسطهء حصول امانى و امان جان و مال دانسته ،
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 61 | محمود الحسينى بن ابراهيم جامى / محمد سرور مولايى