تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
مجلس پادشاهانه ترتيب داده مسند سلطنت و پادشاهى آراستند و در آن ساعت سعد كه به قواعد نجومى دلالت بر ثبات دولت و امداد زمان مىنمودند ، آن شاهنشه كشور اقبال ، اريكه فرمان‌فرمايى را به يمن قدوم سعادت‌لزوم زينت‌طرازى و افسر حلاوت و تاج‌دارى ، از فرق فرقدان‌ساى اقدس سرافراز و انواع شيرينىآلات و تنقلات و حلويات و نوديات به مجلس بهشت‌آئين كشيده ، كام اميد خوانين و فدويان از شهد روح‌افزاى حصول مامول و مراد ، شرين و لذت‌ياب گرديده و بعد از صرف شيرينى شيلان جلوس ، به محفل خلد متكاكل موافق ضابطه و دستور سلاطين مكرمت‌آئين كشيده و تمامى خوانين و رؤسا و سران سپاه ظفردستگاه ، لذّت‌ياب اطعمهء الوان عنايت بيكران خاقانى و رئوس منابر و وجوه دنانير به نام نامى و القاب سامى آن حضرت آرايش پذيرفت و اهتزار نسيم آوازه معدلت‌اتّصاف خاقان حميده‌اوصاف ، خس و خاشاك جور و اعتساف از اطراف و اكناف رفت . نقود و اجناسى كه محمد تقى خان شيرازى و ناصر خان ، صوبه‌دار كابل و پيشاور به موجب طلب نادر شاه از قندهار به كلات مىبردند و در اثناى راه به ورود خبر كشته شدن نادر شاه ، طوايف ايلات درّانى اسباب دولت و سرمايه ثروت خوانين مذكور به غارت بردند و مردم همراهى را تماما برهنه كردند و چيزى به احدى ابقا ننمودند و آن اجناس خزينه كه از گنجينه عطيات الهى براى اين سرافرازى يافتهء عنايات نامتناهى ، از مدتى امانت بود و به حكم حكيم حكمت‌آفرين ، از جايى به جايى نقل و تحول مىنمود و به موداى صدق انتماى او « 1 » از دستبرد حوادث محفوظ مانده ، به قبضهء تصرف اولياى دولت درآمد . شاه دريادل ابرنوال به مقتضاى جود و سخاى به كمال ، هريك از ريش‌سفيدان و سركردگان ايل جليل درّانى و ديگر سعادت‌اندوزان بساط قرب خاقانى را كه در جشن جلوس ميمنت مأنوس پايهء سرير خلافت مصير حاضر و به مشاهدهء انوار اقبال خليفهء ايزد بىهمال ، بهره‌اندوز معالى و مفاخر بودند ، درخور پايه و مراتب انعام و مواجب ، مرحمت فرموده ، موافق قدر و منزلت به خدمات و مناصب و عطاى خلاع خورشيد التماع و جيقه‌هاى ثريا ترصيع مهرشعاع و خطابات عاليات خانى و عنايات بلانهايات سلطانى ، به اوج عزّت و رفعت جاودانى رسانيدند و همچنين به سركردگان قزلباشيه و كابلى و غيره كه اقتباس نور سرور از دولت حضور نموده ، آثار
هامش
( 1 ) . جاى چند كلمه در متن سفيد است .