تمام كدخدايان را به مراحم بيكران شاهانه اميدوار ساخته ، ايشان و اهالى قلعهجات مزبوره قرب سه چهار هزار خانوار ايلات شاهسون و بختيارى با اموال و دواب زياده از حد و حصر از هرات به محض استماع قضيه نادر شاه كوچيده به قصد اماكن و اوطان قديم خويش عازم ولايات عراق و آذربايجان بودند كه در آن حدود دچار موكب نصرتمدار گرديده و باز همت بلندپرواز خاقان سرفراز ، از شكار اين صيدهاى به پاى خود آمده ، مردانهوار درگذشته به خوانين عظام و سران اردوى نصرت احتشام امر فرمودند كه متعرض حال احدى از آن جماعت نگردند ،
جماعتى كه تلاش رواج دين دارند * سلوك خويش به هر حالتى چنين دارند
هميشه بهر شكار هماى بخت بلند * كميت سعى جهانگرد زير زين دارند
و از آن منزل نيز به دولت و اقبال گذشته منزل به منزل وارد الكاى فراه گرديدند . در حدود فراه نيز قشونى كه از جانب على قلى خان مأمور فراه بودند ، به طمع خام دستبرد افتاده ، جمعيتى درست كرده از قلعهء فراه به عزم مقابله و مجادله بيرون آمدند . بعد از ملاحظهء استعداد آن جماعت ، خديو جهانگير التفاتى به ايشان نكرده مطلقا از جاى خود حركت نفرموده ، دويست و سيصد نفر از غازيان فيروزىنشان درّانى را مأمور فرمودند كه رفته جواب آنها را بدهند . غازيان نيز اين معنى را فوزى عظيم شمرده ، به قصد مدافعهء آن جماعت حركت و به محض مقابله ، شكست بر آن طايفه افتاده ، در كمال ادبار و انكسار از معركه فرار و چند نفر طعمهء شمشير آبدار غازيان شيرشكار و جمعى هم گرفتار قيد اسارت گرديده به خدمت آن حضرت آوردند . باز عفو خطاپوش شاهانه شامل حال آن جماعت گرديده همگى گرفتاران را به تصدق فرق فرقدانساى اقدس مرخص و از قصبهء گرشك چند نفر از غازيان درانى را از ركاب سعادت انتساب بيشتر به جهت اخبار قضيهء قتل نادر به تقدير ملك قادر و مژدهء ورود مسرتآمود مقدم ميمنت نمود ، به دار القرار نزاهت آثار قندهار پيش خوانين درّانى نامدار كه همراه نور محمد خان علىزايى سردار بودند فرستاده اعلام نمودند كه خزانه و فيلخانه و فرمايشات ممالك موضوعه را كه به خراسان به اردوى نادر شاه مىآوردند ، در هرجا رسيده باشند ، به همانجا نگاه داشته ، خود نيز بار اقامت كشانيده و لشكر افاغنه بازخواست كموكاست به ذمّهء خود دانسته در حفظ و حراست احمال و اثقال و اموال پادشاهى سالك مسالك حزم و آگاهى بوده اصلا غفلت و كوتاهى ننمايند .