تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 599

مساهمون:

ص٥٩٩
ملوك جهان است و تواريخ وفات خاقان غفران‌صفات و شمه‌اى از مفاخر و جلايل احوال مستجمع الحسنات و اطوار محمدت‌خصال آن گوهر صدف بحر مغفرت حضرت ذو الجلال كه دستور العمل سلاطين حال و قانون فرمانروايى خواقين استقبال است و با صفت روضهء منوره و كيفيت اتمام و تاريخ اختتام آن‌كه محمد اسماعيل پسر راقم اين حروف سعادت‌تماثيل ، در سلك نظم كشيده بود ، درين صحيفه درج نمود . نظم
پادشاه درّ درّان خسرو آفاق‌گير * آن سمى احمد مرسل حبيب كردگار گوهر بحر فتوت اختر برج شرف * شاه شاهان جهان احمد شه والاتبار بود در اسلام چون صديق اكبر در جهان * در عدالت مانده چون فاروق اعظم يادگار در حيا و شرم بوده مثل ذو النّورين او * در سخا و در شجاعت همچو شير كردگار با وجود اشتغال اندر امور سلطنت * مىنمود اوقات ، صرف طاعت پروردگار ذكر حق مىكرد در خلوت و جلوت پادشاه * بود دايم در حضر ، هم در سفر شب زنده‌دار كس نديده كرده باشد او تهجّد را قضا * زان كه بود آن شاه صاحبدل در ايمان استوار بدعت شاهان سابق شد به عهدش بر طرف * خمرخانه با فواحش ، هم بيوتات قمار كورنش را در زمان دولتش فرمود منع * چون كه اين فعل است مخصوص نماز كردگار پوست تخت و دلق درويش و تاج سلطنت * داشتى در عهد خود شمشير را با سبحه يار هيچ كارى را نمىشد مرتكب بىحكم شرع * مىنمودى احتراز از هر حرام آن شهريار