نباشد كسى را ز شاه و گدا * هميشه در اين دار فانى بقا
ز بىتابى شاه گردنفراز * چه حاصل شود غير سوز و گداز ؟
ز عالم اگر رفت كشورستان * تو را عمر بخشد خداى جهان
اى قبلهگاه عالم و پادشاه بنى آدم ! الحال وقت ، اقتضاى توقف در هرات و پرداختن به امثال اين جزئيات نمىكند و صلاح دولت در آن مناسب وقت چنان است كه تا احد ديگر استيلا و تسلط بر كشور نيافته و ابواب فتنه و فساد مفتوح نشده ، موكب جاه و جلال بر سبيل استعجال متوجه مقر دولت و اقبال گردد . بيت
اى شهسوار معركهء آخر الزمان * آيد بهدست معركه ، پا در ركاب كن
چون رفاهيت و آسايش كافهء خلايق - كه موجب رضامندى و خوشنودى جناب خالق است - همواره منظور نظر آفتاباثر پادشاه رعيتپرور مرحمتگستر مىباشد ، التماس دولتخواهان را موصول به عزّ قبول فرموده و چون آفتاب عالمافروز كه از ظلمت كسوف برآيد ، از كسوت عزا برآمده به همعنانى تائيدات الهى عزيمت اشرف البلاد احمد شاهى نمودند . اگر توفيق حضرت بارى يارى و عمر بىوفا وفادارى نمايد ، بقيه حالات اين خديو كشورگير و به ياسا رسيدن شاه ولى خان وزير سراپاتزوير و تتمهء احوال شاهزاده بلندمكان شاهزاده سليمان ، با سوانح ديگر كه در اين زمان ميمنتتوأمان به وقوع انجاميده ، در كتاب مستطاب تيمور شاهى در ضمن صادرات احوال آن برگزيدهء الهى ، مرقوم قلم حقايقرقم خواهد گرديد . اكنون طبع سخنگزار ، عنان كميت خامهء منقبت ختامهء بيان را به صوب اخبار مناقب و اوصاف شاهنشاه مرحمت و غفران اتصاف و تواريخ كه بعد از رحلت آن حضرت به سلك انتظام درآمده انعطاف داده ، به ختم كتاب قيام مىنمايد .
در بيان شمهاى از صفات حميده و اوصاف پسنديدهء خاقان عرشآشيان
شميم مكارم اخلاق آن خديو آفاق و حسن سلوك شاهنشاه كيوانرواق ، اطراف جهان و مشام جهانيان را معطر نموده و وفور زهد و عبادتش زياده از بالقوه معشر بشر و عجايب كراماتش مخبر از معجزات شافع يوم المحشر بود . تاريخ وفات آن حضرت از الهام غيبى « ز ايزدشاهى فردوس يافت » آمده و « جان افغان » نيز تاريخ رحلت آن خديو تاجبخش