چون به ذهن هر كسى آسان نمىآيد حساب * گشت واضحتر از آن هم از نقاب استتار
شد نوشته اسم روز و سال و ماهش عامفهم * تا شود آسان براى زايران آن مزار
روز پنجشنبه به تاريخ دوم ز اول ربيع * وقت ظهر و سال لوئيل آخر فصل بهار
كرد رحلت در هزار و يكصد و هشتاد و شش * سال تاريخ وفات از سال هجرت كن شمار
ز ابتداى سلطنت تا روز فوتش شد حساب * كرد شاهى بيست و شش سال آن شه والاتبار
داد شاهى را به فرزند رشيد اكبرش * كرد بدرود اين جهان را پادشاه كامكار
در زمان دولت فرزند آن غفرانپناه * آنكه شاهى يافته از لطف حق بر وى قرار
پادشاه بحر و بر ، لشكركش ايران و هند * طالع و اقبال و دولت از جبينش آشكار
درة التاج خلافت ، ظلّ حق تيمور شاه * معدن جود و سخاوت صاحب حكم و وقار
از سخا و بذل و جودش مىشود حاتم خجل * مىگريزد از نهيب صولتش اسفنديار
روز ميدان چون نمايد عزم در پيكار و جنگ * نصرتش اندر يمين و فتح دارد در يسار
پادشاهى مثل او هرگز نيامد در جهان * فتح شد از تيغ تيزش كشور ايران ديار
شد به حكم او عمارات رفيع آنجا بناء * تا كه باشد مسكنى از بهر خدّام مزار
تاريخ احمدشاهى ( فارسي ) — صفحة 602
مساهمون: محمود الحسينى بن ابراهيم جامى
ص٦٠٢