سينهسوز و ارشاد آن مواعظ جانگداز غماندوز - كه سرمايهء سعادت جاويد تواند بود - ايستادگان بارگاه خلافت را كه شرفاندوز ملازمت بودند ، از ناله و اضطراب تهى نموده به ذكر استغفار پرداختند و چون آثار تغيير حال و علامات قرب ارتحال ظاهر شد ، قطع رشتهء علايق كرده و روى نياز به جانب كبرياى بىانباز - كه بقاى جاويد و حيات مدام به فحواى
« يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ »
مختص و سزاوار اوست - آورده كلمهء طيّبهء توحيد را دمبهدم و آنا فآنا ورد زبان درر بيان مىساختند ، تا اينكه در روز پنجشنبه دوم ماه ربيع الاول به هنگام چاشت داعى حق را لبيك اجابت گفته و طاير روح شريفش قفس قالب را شكسته ، به جانب رياض قدس پرواز نمود . انا اللّه و انا اليه راجعون . نظم
چو شوق لقاى خداوند داشت * جهان را به اهل جهان واگذاشت
دريغا كه خاقان رضوانمكان * شه تاجبخش ممالكستان
ز دار فنا رخت هستى كشيد * شد از چشم خلق جهان ناپديد
دريغا در آيينهء ماه و مهر * نبيند نظيرش به دوران سپهر
خديو زمان ، شاه عالىمقام * ز دار جهان شد به دار السلام
جهان را غم تازهاى داد دست * كه بازار عيش و طرب را شكست
از وقوع اين حادثهء كبرى و سنوح واقعهء عظمى ، فتور يوم النشور و نمونهء صور اسرافيل ، صفت ظهور پذيرفته ، روزگار خاك حسرت بر سر و سپهردوار لباس نيلگون مصيبت در بر كرد و قدسيان صوامع افلاك با مقيمان خطهء خاك ، بر گريبان جامهء جان چاك زده ، صداى واويلا و واحسرتا از ارض و سما سربرآورد .
زمين را گمان از لباس كبود * كه اين نيلگون چرخ آمد فرود
امرا و اركان دولت ، لتخور سرپنجهء ماتم و مصيبت شده ، افغان طايفهء افغان و جزع و فزع ساير دولتخواهان ، در گنبد خضرا پيچيد و علامات روز قيامت ظاهر و هويدا گشته ، نالهء بىقرارى سوگواران به گوش ساكنان ملاء اعلى رسيد .
برآمد ناله و آه از چپ و راست * ز مرد و زن فغان و نعره برخاست
ز فرياد و غريو پير و برنا * امارات قيامت گشت پيدا
القصه جمعى از علما و فضلا - كه پيوسته شرفاندوز موكب و الا بودند - به آئين شرع مطهر مبين و سنت سنيّهء رسول امين ، صلوات اللّه و سلامه عليه و على آله و اصحابه اجمعين ، به اداى مراسم غسل و تكفين پرداختند و بعد از وظايف تجهيز و تغسيل ، گوهر